جمال الدين محمد الخوانساري

11

شرح احاديث طينت ( فارسى )

و بعد از تأصيل اصل مزبور و تقنين قانون مسفور بر خرد خرده‌دان پوشيده و پنهان نخواهد بود كه عقل قويم و فهم مستقيم حاكم است به اينكه هرگاه كسى در فعلى مضطر و مجبور باشد و او را در آن قدرت و اختيار نباشد ، او را به سبب آن استحقاق ثواب و تعظيم و تكريم نباشد و تعذيب و ايذاء او بر آن مجرّد ظلم و عدوان و تعدى و طغيان باشد مگر از راه نادانى و جهل يا آن هم از روى اجبار و اضطرار باشد . و بعد از تمهيد اصل مزبور و تشييد مبانى آن بر عارف عاقل شبهه‌اى نماند كه افعال عباد كه موارد اوامر و نواهى شرايع مقدّسه است بايد كه از ايشان به عنوان قدرت و اختيار صادر شود ، نه به طريق جبر و اختيار ؛ و اگر نه امر و نهى و وعد و وعيد و ثواب و عقاب معقول نشود ، و لازم آيد كه حق تعالى در تعذيب كفّار و فسّاق جاهل يا مضطر يا ظالم باشد ، تعالى عمّا يقول الظالمون علوّا كبيرا . اينها همه با آنكه اصل قدرت عباد و اختيار ايشان در افعال خود و استناد آنها به تأثير ايشان از ضروريات است و انكار آن به جز مكابره و مباهته نتواند بود . ( لزوم تأويل نقل در صورت تعارض با دليل عقل ) پس اگر ظاهر بعض آيات و اخبار خلاف آن باشد و دلالت بر اضطرار عباد كند بايد كه از ظاهر صرف شود به تأويلى كه مناسب آن باشد . و اگر كسى را قدرت و قوت تأويل نباشد همين بس است كه اعتقاد كند كه ظاهر اين مراد نمىتواند بود و تأويلى خواهد داشت ، هرچند خصوص تأويل را نداند . بلكه بسيارى از آيات قرآن مجيد از جملهء متشابهات است كه افهام ما قاصر است از ادراك تأويل آنها ، چنان كه در محكم تنزيل نيز به آن اشاره شده . و در احاديث ائمهء معصومين صلوات الله عليهم اجمعين نيز متشابهات وارد شده از قبيل متشابهات قرآن عزيز ، چنان كه در بعضى احاديث تصريح به آن شده . و بسيارى از احاديث كه در باب " انّ حديثهم صعب مستصعب "