الشهيد الثاني ( مترجم : ساعدى خراسانى )

31

منية المريد ( فارسى )

متوجه شود چنان در ذكر خدا كوشد كه : گويا خلق را به كلى نميشاسد همين معنى راه راستگويان و پيغمبرانست ، و همين موضوع مراد پيغمبر مىباشد كه فرمود - از علما بپرس ، و با حكماء مصاحبت نما و با كبراء و بزرگان آميزش داشته باش ، مراد بعلماء عالم بامر اللّه است كه اين كس بايد مسائل عام البلواى مردم را هنگام رجوعشان به او بايشان بياموزد مراد از حكما علماء باللّه‌اند كه شايستهء براى آميزش‌اند ، مراد از كبراء علماء باللّه و امر اللّه‌اند ، كه امر بهمنشينى با ايشان بر اثر خير دنيا و آخرت است ، نشانهء هريك از سه طائفهء مذكور در فوق و هريك از اين سه گروه فوق‌الذكر بسه علامت و نشانه ويژه و مخصوصند ، عالم بامر اللّه به زبان ياد خدا كند ليكن در دل اثرى از خدا ندارد از خلق خدا در هراس است و از خدا باكى ندارد ، در ظاهر از خلق شرمنده باشد و در پنهانى از خدا حيا ننمايد ، ليكن عالم باللّه ، ياد خدا كند ، و خوف و هراس در دل او باشد و شرم و حيا نمايد ، ذكرش در قلب است نه به زبان ، ترسش ترس اميد است نه باك از نافرمانى و وعيد ، شرمش از آن چيز است كه در دل او خطور كند ، نه در ظاهر حيا نموده و شرمنده شود ، و عالم باللّه و امر اللّه ، داراى شش نشانه مىباشد ، سه علامة او همانست كه در عالم باللّه سبق ذكر يافت ، و سه علامة ديگر عبارتست از قرار يافتن او ميان عالم غيب و عالم شهادت ، و بر اثر جديت اوست كه مردم دانش فراگيرند ، و او بديشان علم آموزد ، و موقعيت اين مرد دانشمند بطوريست كه دو دستهء پيشين به دو نيازمندند و او از آنها بىنياز است . مثل عالم باللّه و امر اللّه مثل خورشيد است كه : همواره بيك حال