الشهيد الثاني ( مترجم : ساعدى خراسانى )
4
منية المريد ( فارسى )
نور هدايت و راه دلالت بصراط مستقيم را منوط بعلم دانسته . وجه تناسب در آيات قرآن برخى در وجه تناسب آيات مذكوره ، در صدر اين سوره مباركه كه قسمتى از آن مشتمل بر آفرينش آدمى است ، از علقه ( خون بسته ) و بعضى درباره فراگرفتن بشر است آنچه را به دو دانائى ندارد ، چنين گويد : نخست براى نظم نوينى است كه در ترتيب آيات ملحوظ مىباشد . دوم خداوند يادآورى فرموده اول حال انسان را كه علقه و خون بستهء مىباشد ، با آنكه اخس اشياء است ، و انجام تكامل او را كه : دانشمندى توانا ميگردد كه بلندترين مراتب كمال است ، گويا خداى متعال ميفرمايد تو در ابتداء حال در اين درجهء كه نهايت پستى را دارا است بودى ، و آخر حال بدين پايه كه بالاترين مراتب شرافت و نفاست دارا مىباشد رسيدى ، آرى اين مطلب تمام است ، درصورتيكه علم اشرف مراتب باشد ، و هرگاه جز او اعلى بود ميبايست او را در اين مقام مذكور دارد . وجه ديگر آنكه خدا فرموده وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ در اصول الفقه مقرر شده كه : ترتب حكم بر وصف مشعر بعليت وصف است ، و اين معنى دلالت دارد ، كه خداى وصف خود را ويژه اكرميت قرار داده ، زيرا كه خداى بشر را تعليم علم فرموده و هرگاه چيزى جز علم برتر و نفيس بود اقتران و نزديكى او با كرميتى كه : بصيغهء افعل تفضيلى ادا شده اولى بود . از جمله آياتى كه : دليل بر عظمت دانش است ، همانست كه خداى قبول حق و اخذ حق را مبتنى بر تذكر و يادآورى فرموده ، و تذكر را مبتنى بر خشيت و خوف قرار داده ، و خشيت و ترس را منحصر در حق علما نموده ، كه فرمايد ( در سوره اعلى آيهء نهم ) سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى ( و در