عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
93
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
و الدرجة الثالثة استقامة به ترك رؤية الاستقامة ، و بالغيبة عن تطلّب الاستقامة ، بشهود إقامة الحقّ و تقويمه عزّ اسمه . استقامت را سه درجه است : درجهء نخست ، آن است كه [ سالك ] بر تلاش توأم با ميانهروى استقامت ورزد ، نه از رسوم علم [ ظاهر ، يعنى احكام شريعت ] تعدّى كند ، و نه از حدّ اخلاص درگذرد ، و نه با طريق سنت مخالفت ورزد [ و بهگونهاى غير از آنچه در سنت آمده است خدا را عبادت كند ، كه در اين صورت جزء بدعتگذاران به شمار خواهد آمد و مشمول لعن خدا و رسول خواهد شد . ] درجهء دوم ، استقامت احوال است . و آن عبارت است از اينكه سالك حقيقت را شهود كند [ اما به تجلى حقيقت ] نه به كسب ؛ [ زيرا تجلى حقيقت ، وجودى براى شاهد باقى نمىگذارد ، چه رسد به كسب او . و ازاينرو ، تحصيل شهود به كسب ، ناممكن است . ] و دعوى را فروگذارد [ و ترك گويد ، ] نه به خاطر علم [ به اينكه بايد دعوى را ترك گفت ، بلكه از آن روى كه دعوى ، نسبت دادن شىء به خود است و شهود حقيقت ، وجودى براى سالك باقى نمىگذارد تا چيزى را بدان نسبت دهد . ] و با نور بيدارى باقى ماند ، نه از روى تحفّظ [ بر آن و احتراز از غفلت ، بلكه از آن روى كه نور حقيقت او را از غفلت بازمىدارد . ] درجهء سوّم ، استقامتى [ بس سترگ و عظيم ] است به ترك ديدن استقامت . [ چه ، سالك مادام كه در حال سير و سلوك الى اللّه است استقامت ، ميزان قصد اوست و ازاينرو ، بدان محتاج و نيازمند است . پس آنگاه كه به مقصد رسيد ، مقصود را مشاهده كرده و استقامت را فراموش مىكند . ] و استقامتى است به غيبت و دورى از درخواست استقامت ، [ چرا كه سالك با شهود مقصود خود ، از طلب استقامت بىنياز گشته است ، اما نه ازهرجهت بلكه ] از آن جهت كه مشاهده مىكند حقتعالى او را استقامت مىدهد و قوام مىبخشد . * * *