عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
57
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
ايمان به آنچه پيامبران آوردهاند ، است . ] رياضت سه درجه دارد : رياضت انسان عادى آن است كه اخلاق خود را با علم [ شريعت ] تهذيب كند [ يعنى كردار خود را بر احكام شرع منطبق سازد ] ؛ و اعمال خود را با اخلاص پاك كند ؛ و حقوق ديگران را در معامله بهطور كامل ادا نمايد . رياضت خاصه آن است كه مادهء تفرقه [ و پراكندهدلى و توجه به غير خدا ] را از ريشه بركند ؛ و توجه خود را از مقامى كه پشت سر گذاشته است ، قطع نمايد ، و علم را باقى گذارد تا از مجاريش جارى گردد . [ اين رياضت دشوارى براى اهل احوال است . زيرا گاهى حال در ايشان بر علم غلبه مىكند ، و حكمى بر خلاف مقتضاى حكم علم مىكند . غلبهء حال در اين عده گاهى موجب مىشود كه اسرار مكتوم را فاش سازند ، و آنچه را شارع اظهار نكرده ، آشكار گردانند . و چهبسا با احكام شريعت مخالفت كنند ؛ چرا كه مقصود شارع از احكام را مشاهده كردهاند و حقيقت برايشان چنان چيره گشته است كه وجود خود را از ياد بردهاند و خلق در شهودشان فانى گشته است . ] رياضت خاصهء خاصه آن است كه شهود را [ از كثرت اسماء و صفات ] خالص كند ، و به سوى مقام جمع [ با فناى ذات ] فراز آيد ، و معارضهها و معاوضهها را ترك گويد . [ ترك معارضهها به آن است كه حضرت واحديت را ، كه در آن اسماء متقابل - مانند منعم و منتقم ، معطى و مانع ، باسط و قابض - معارضه مىكنند ، ترك گويد و به حضرت احديت و عين جمع ذات صعود كند ، و ترك معاوضهها به آن است كه در شهود ذات ببيند كه فانى ، از ازل فانى است و باقى همواره باقى است ؛ چنانكه حق تعالى مىفرمايد : « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ . » « 1 » بنابراين ، چيزى از او موجود نبوده است تا آن را با فانى ساختنش بهعنوان عوض عطا كرده باشد . « 2 » ]
--> ( 1 ) - 28 / 11 . ( 2 ) - تلمسانى در شرح خود ( ص 111 ) مىنويسد : « و امّا قطع المعاوضات فهو شهوده انّ الحق تعالى ما