عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
233
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
روشن و آشكار ] روح را هوشيار و متنبه مىسازد . وجدى كه جامهء خود را بر صاحب وجد مىنهد ؛ [ يعنى صورت و صفت لازم خود را ، كه همان شهود ذات حق به ذات حق است ، بر صاحب وجد باقى مىگذارد ] ؛ و در غير اين صورت ، نور خود را بر او باقى مىگذارد . و الدرجة الثالثة وجد يخطف العبد من يد الكونين ، و يمحّص معناه من درن الحظ ، و يسلبه من رقّ الماء و الطين ؛ إن سلبه أنساه اسمه ، و إن لم يسلبه أعاره رسمه . درجهء سوم ، وجدى است كه بنده را از دست دو جهان مىربايد [ - او را از شهود دنيا و آخرت فانى مىسازد و دنيا و آخرت را در ديد او عدم صرف و لا شىء محض مىگرداند ] و معناى او را [ - عين و حقيقت او را ] از آلودگى حظّ [ و بهره و نصيب نفس ] خالص و مصفّى مىكند ، [ زيرا او عين خود را عدم محض مىبيند پس چگونه به حظّ و بهرهء نفس آلوده شود . ] و او را از بندگى آب و گل [ - بندگى صورت خلقى ] بدر مىآورد ، [ و از بندگى ما سوى اللّه آزاد مىگرداند و در مقام عبوديت ذاتى خالص قرارش مىدهد . ] اگر [ بهكلّى ] سلبش كند ، [ با ناپديد كردن و محو كردن او در عين حقيقت ] اسمش را [ - ذات و عينش را ] از يادش مىبرد . و اگر [ بهكلى ] سلبش نكند رسم او را [ - تعيّن خلقى او را ] به او عاريت مىدهد . باب هفتم : دهشت قال اللّه عزّ و جلّ : « فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ . » الدهش بهتة تأخذ العبد إذ فجأه ما يغلب عقله أو صبره أو علمه . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « هنگامى كه چشمشان به او افتاد ، او را بسيار بزرگ [ و زيبا ] شمردند . » « 1 »
--> ( 1 ) - 12 / 13 .