عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

234

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

[ وجه استشهاد به اين آيهء شريفه آن است كه در زنانى كه در مجلس زليخا گرد آمده بودند ، با ديدن يوسف ، بهت و حيرت و دهشتى پديد آمد ، كه موجب شد دستهايشان را با چاقو ببرند . ] دهشت ، بهتى [ - حيرتى ] است كه وقتى ناگهان چيزى به بنده مىرسد كه بر عقل يا صبر يا علم او غالب مىآيد ، او را فرامىگيرد . [ مانند شهود ناگهانى كه عقل را مىربايد و مقهور مىسازد ، و حبى كه صبر را مغلوب مىكند ، و تعرّف الهى به تجلّى كه علم را مقهور خود مىسازد . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى دهشة المريد ، عند صولة الحال على علمه ، و الوجد على طاقته ، و الكشف على همّته . دهشت بر سه درجه است : درجهء نخست ، دهشت مريد است هنگامى كه حال بر علم او غلبه مىكند ؛ [ و حكم و مقتضاى علم را باطل مىسازد ؛ و موجب مىشود سالك به مقتضاى حال ، عمل كند . مثلا علم ، سالك را از طلب رؤيت بازمىدارد و رعايت ادب را در محضر ربوبى الزام مىكند ؛ اما حال بر علم غلبه مىكند و حكم آن را باطل مىسازد و موجب مىشود بنده درخواست ديدن حق را كند و به شطح و طامات تكلم نمايد . ] و [ هنگامى كه ] وجد بر طاقت [ و صبر ] مريد چيره مىشود ؛ [ پس فرياد و ناله و فغان برمىآورد تا آنكه نصرت الهى شامل حالش شود ، يا به اينكه خداوند كشفى برايش حاصل كند ، و يا به اينكه حالش را استمرار بخشد . ] و [ هنگامى كه ] كشف بر همت غالب مىآيد ؛ [ زيرا همت اقتضاى قصد و جديّت در طلب را دارد ، اما كشف مقتضى سكون و ترك طلب است . زيرا كشف ، شهود است و شهود ، همان حصول مقصود است . و با حصول مقصود ، قصد و همتى نمىماند . ] و الدرجة الثانية دهشة السالك ، عند صولة الجمع على رسمه ، و السبق على وقته ، و المشاهدة على روحه .