عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

225

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

كه همان حق است كه متجلى گشته ] كه پرده [ و حجابى از صفات و آثار ] آن را پوشانده است ؛ [ و اين در مقام تلوين ميان تجلى و استتار است . ] و [ غيرت اوست بر ] سرّى كه زنگارى [ از عالم نفس ] آن را پوشانده [ و كدر ساخته و مانع از مكاشفه مىشود و از مشاهده بازش مىدارد ؛ چنان‌كه خداى متعال مىفرمايد : « كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ - كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ » « 1 » چنين نيست كه آنان مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است . چنين نيست كه مىپندارند ، بلكه آنان در آن روز از پروردگارشان محجوبند . ] و [ غيرت بر لحظه‌اى است ، و لو به اندازهء ] نفسى كه به اميدى [ به ثواب الهى ] تعلق گرفته و يا به عطايى [ از جانب حق‌تعالى ] توجه كرده است . [ چرا كه وقت نزد او عزيز و گرانبهاست و بر آن غيرت مىورزد كه آن را جز با حضور محبوب و مشاهدهء او سپرى نمايد ، و در آن به چيز ديگرى بپردازد ، و لو آن چيز اميد به ثواب و يا توجه به عطايى از جانب پروردگار باشد . ] باب سوم : شوق قال اللّه عزّ و جلّ : « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ . » الشوق هبوب القلب إلى غائب . و فى مذهب هذه الطائفة علّة الشوق عظيمة ؛ فإنّ الشوق إنّما يكون إلى غائب ، و مذهب هذه الطائفة إنّما قام على المشاهدة . و لهذه العلّة لم ينطق القرآن باسمه . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « كسى كه اميد به لقاء اللّه دارد ، پس [ بداند كه ] سرآمدى را كه خدا تعيين كرده ، فرامىرسد . » « 2 » [ وجه استشهاد به اين آيهء شريفه آن است كه شوق ، حركت روح در طلب لقاء است ؛ و اميد به لقاء اقتضاى چنين حركتى را دارد . پس گويا به زبان اشاره فرموده

--> ( 1 ) - 83 / 14 - 15 . ( 2 ) - 29 / 5 .