عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
226
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
است : « هركسى مشتاق لقاء خداست . » و اينكه در جواب شرط فرمود : « فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ » اشاره به آن است كه لقاء حق تنها با فناء تحقق مىپذيرد . و آن امرى ضرورى براى هر موجود ممكن است . پس ناگزير لقاى حق براى كسى كه مشتاق است ، با فناى از خود حاصل مىشود ؛ و اين مرگ حقيقى است . ] شوق وزش [ و خيزش ] قلب است به سوى چيزى كه غايب مىباشد [ و از شخص مشتاق پوشيده و پنهان است و در حضور او نيست . ] و در مرام و مذهب اين طايفه [ - متصوفه ] علت [ و نقص و عيب ] شوق ، بس بزرگ و عظيم است ؛ زيرا شوق تنها در جايى است كه مشتاق اليه [ از نظر مشتاق ] غايب [ و پوشيده ] باشد ؛ حال آنكه مذهب اين طايفه بر مشاهده استوار است . و به خاطر همين عيب و نقص است كه در قرآن كريم نامى از شوق برده نشده است . [ توضيح اينكه : بناى اهل تصوف بر آن است كه خداوند بر همه چيز حاضر و شاهد و گواه است : « إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » « 1 » حال آنكه نقطهء آغاز و بدايت امر اين طايفه فناى در افعال است ، و نهايت آن فناى در ذات مىباشد . و فناء در هر مرحله ، مستلزم مشاهده است . مثلا فناى افعال مستلزم تجلّى فعّال ما يشاء است ، و اين در واقع شهود حقتعالى در صفت فعّال بودن مىباشد . ] ثمّ هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى شوق العابد إلى الجنّة ، ليأمن الخائف ، و يفرح الحزين ، و يظفر الآمل . شوق بر سه درجه است : درجهء نخست ، شوق عابد به بهشت است تا عابد بيمناك [ از عذاب ] ، ايمنى يابد و عابد اندوهگين [ از فوات ثواب ] ، شادمان گردد و عابد آرزومند [ رسيدن به نعيم اخروى ] ، به آرزوى خود دست يابد . [ در اين عبارت ، شيخ جليل ، علل شوق عابد به بهشت را جمع كرده است ، و آن
--> ( 1 ) - 22 / 17 .