عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

205

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

[ اين سكينه در واقع يك هيأت نورى است كه دلها را به نور كشف و شهود آرامش مىدهد ، و با روشنايى يقين ، ظلمت هر شبهه‌اى را بر طرف مىسازد . و در بسيارى از موارد ، اسرار و حقايقى بر سرّ سالك منكشف مىگردد كه عقل او را شگفت‌زده مىكند ، و اين حقايق آن‌قدر روشن است كه از بديهيات نيز واضح‌تر مىنمايد ، و اين در حالى است كه آن سالك ، پيش از آن ، هيچ انديشه‌اى از آن حقايق نداشت . كشف اين حقايق موجب آرامش دل سالك و أنس او با حضرت حق مىگردد ، و دل او را بر حقيقت حق‌تعالى مستقر و ثابت مىكند ، و ازاين‌رو سكينه ناميده مىشود . ] و السكينة الثالثة هى التى انزلت فى قلب النبىّ صلّى اللّه عليه و إله و سلم و قلوب المؤمنين . و هى شىء يجمع نورا ، و قوّة ، و روحا ؛ يسكن إليه الخائف ، و يتسلّى به الحزين و الضجر ، و يستكين له « 1 » العصىّ و الجرىء و الأبىّ . سكينهء سوم ، سكينه‌اى است كه در قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و قلبهاى مؤمنان نازل مىشود . [ اشاره است به آيهء 26 از سورهء فتح كه مىفرمايد : « إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها . » ( بخاطر بياوريد ) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليت داشتند ، و ( در مقابل ) خداوند آرامش و سكينهء خود را بر فرستادهء خويش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقيقت تقوى ملزم ساخت ، و آنان از هركس شايسته‌تر و اهل آن بودند . و آيهء 4 از همان سوره كه مىفرمايد : « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ » او كسى است كه آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايند . ] و اين سكينه چيزى است كه نور و نيرو و لذّتى را فراهم مىآورد كه انسان بيمناك با آن آرام مىشود ، و انسان اندوهگين و آزرده بدان تسلّى مىيابد ، و انسان عصيانگر و گستاخ [ كه به خود جرأت ارتكاب گناه مىدهد ] و آنكه [ از اطاعت و فرمان حق

--> ( 1 ) - د خ : يستكن اليه .