عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
188
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
تهديد ] ش بدانى و بفهمى كه خداوند متعال در حكم خود عادل است ، [ چنانكه خود مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » « 1 » خداوند ( حتى ) به اندازهء سنگينى ذرهاى ستم نمىكند . و بدانى كه روزهايى كه براى هركس مقدّر شده است - با همهء اختلافها و تفاوتهايى كه در آن هست - همه بر طبق حكمت است . ] و برّ [ و احسان و خيرخواهى ] خداوند متعال را در منعش [ در هر حاجتى كه انسان را از آن محروم مىسازد ] ببينى ، [ و درك كنى كه خير آن شخص در محروم ماندن از آن خواسته است ، و دستيابى به آن خواسته در حقيقت شرى است كه خداوند او را از آن حفظ كرده است ؛ چنانكه خداى متعال مىفرمايد : « وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ » « 2 » چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد ، حال آنكه خير شما در آن است . و يا چيزى را دوست داشته باشيد حال آنكه شرّ شما در آن است . ] و الدرجة الثالثة أن تبلغ فى استدلالك البصيرة ، و فى إرشادك الحقيقة ، و فى إشارتك الغاية . درجهء سوّم ، آن است كه در استدلال خود به بصيرت دست يا بى . [ بصيرت همان نور عقل است كه با نور قدس منوّر گشته و با تأييد هدايت حق مؤيّد شده است . و آن نهايت مراتب عقل در ادراك است و به آن قوهء قدسى گفته مىشود . مقصود از عبارت فوق آن است كه درجهء سوّم حكمت آن است كه بنده در استدلال بر مطالب علمى به حقايقى برسد كه جز با نور بصيرت درك نمىشود . و بصيرت براى قلب به منزلهء ديدن براى چشم است . « 3 » ] و [ اگر از اهل ارشاد هستى و مستعدين را راهنمايى و راهبرى مىكنى ] در ارشاد خود به حقيقت [ - عين جمع احديت ] برسى [ و به كمتر از آن قناعت نكنى . و اين
--> ( 1 ) - 4 / 40 . ( 2 ) - 2 / 216 . ( 3 ) - البته گاهى بصيرت بر حجج و بيّناتى كه با بصيرت درك مىشود ، اطلاق مىگردد ، از باب اطلاق نام سبب بر مسبب ؛ چنانكه خداى متعال مىفرمايد : « هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ » ( 45 / 20 ) .