عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

165

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

درجهء دوّم ، ذكر خفىّ است ؛ و آن عبارت است از رهايى از فتور و سستى ، و بقاى با شهود ، و ملازمت با رازگويى شبانگاهان ، [ در مقام سرّ و تلقى از خداى متعال . ] [ « ذكر خفىّ » يعنى ذكر قلبى با حضور و مراقبت دائم و مستمر . و « رهايى از فتور » بادوام شهود و غفلت و فراموشى از تفرقه‌اى حاصل مىگردد كه موجب غفلت از حق‌تعالى و محجوب شدن به رسوم انانيّت و صفات و طاعات مىگردد . ] و الدرجة الثالثة الذكر الحقيقى . و هو شهود ذكر الحقّ إيّاك ، و التخلّص من شهود ذكرك ، و معرفة افتراء الذاكر فى بقائه مع ذكره . درجهء سوّم ، ذكر حقيقى است ، و آن [ عبارت است از اتحاد ذاكر و مذكور و ذكر . و آن ياد كردن حق است خودش را . و نخستين مراتبش ] عبارت است از شهود كردن ذكر حق تو را « 1 » ؛ [ مقصود ذكر حق است در ازل ، عين كسى را كه اختصاص به قربش داده است . و اين در حقيقت ، تجلى ذات است در صورت عين او ، و به همان ذكر كردن حق‌تعالى ، خودش را بازمىگردد . ] و رهايى از شهود ذكر خود ؛ [ زيرا بنده وجودى ندارد تا ذكر را به خود نسبت دهد ؛ ] و شناخت اينكه ذاكر در بقائش بر ذكر خود ، مفترى [ و دروغگو ] است . * * *

--> ( 1 ) - اين عبارت وجه ديگرى نيز دارد كه آخرين مرتبهء اهل نهايت و رفيع‌ترين آن مىباشد . و آن مرتبهء بقاى پس از فناء است . و آن اينكه حق‌تعالى تو را ياد كند با ايجاد كردن تو به وجود خود ؛ كه در اين صورت تو موجود به حق در حق خواهى بود . اما مقصود شيخ جليل اين نيست ؛ زيرا مقام فنا را بعدا ذكر مىكند .