عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
166
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
باب هشتم : فقر قال اللّه عزّ و جلّ : « يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ . » الفقر اسم للبراءة من رؤية الملكة . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « اى مردم شما فقير و نيازمند به خدا هستيد . » « 1 » فقر نامى است براى برائت و دورى از ديدن مالكيت و دارايى . [ چه ، انسان عبد است و ازاينرو ، مالك خودش نيست ، چه رسد به اشياء ديگر . پس او و هرچه به او نسبت داده مىشود ، همه از آن حقتعالى است . در نهج البلاغه آمده است : « سمع رجلا يقول : انّا للّه و انّا اليه راجعون . فقال عليه السّلام : انّ قولنا : « انّا للّه » اقرار على انفسنا بالملك ، و قولنا : « و انّا اليه راجعون » اقرار على انفسنا بالهلك . » « 2 » حضرت امير عليه السّلام شنيد كه مردى مىگويد « انّا للّه و انّا اليه راجعون . » فرمود : گفتهء ما « ما از آن خداييم » اقرار ما است به مملوك بودن و بندگى . و گفتهء ما كه « به سوى او بازمىگرديم » اقرار است به تباهى و ناپايندگى . پس فقير كسى است كه همه چيز را از آن خدا مىداند . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى فقر الزّهاد . و هو نقض اليدين من الدنيا ضبطا او طلبا ، و إسكات اللسان عنها ذمّا او مدحا ، و السلامة منها طلبا او تركا . و هذا هو الفقر الذى تكلّموا فى شرفه . فقر بر سه درجه است : درجهء نخست ، فقر زاهدان است ؛ و آن عبارت است از آنكه بنده دو دست خود را از نگهدارى يا طلب [ و يا ترك ] دنيا ، بيفشاند [ و بتكاند . يعنى از هر دو امر امتناع ورزد . اگر چيزى از دنيا به دستش آمد ، آن را بذل كند ؛ و اگر به دستش نيامد ، آن را طلب نكند . ]
--> ( 1 ) - 36 / 15 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، حكمت 99 .