عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
161
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
و از گروهى ديگر [ كه قوىتر بودند و عقلشان ربوده نشد ] طاقت صبر را برده و قيد و بندها [ و احكام ] علم را از ايشان گشوده است . [ چرا كه قوّت تجلى ، آنان را به أنس با حق مشغول ساخته و به احكام باطن جذبشان كرده است ؛ و ازاينرو فراغتى نمىيابند كه به محافظت بر احكام شريعت پردازند . ] و در اين موضوع ، اين دعا [ از رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم ] وارد شده است كه : « [ پروردگارا ! ] شوق به لقاى خودت را نصيبم گردان ، بدون آسيب زيانبار و فتنهء گمراهى آور . » « 1 » [ شيخ جليل به اين روايت ، براى آن استشهاد نمود كه « شوق به لقاء » همين مقام است . زيرا أنس آميخته با هيمان ، همان شوق به شهود است . و مراد از « ضراء مضرة » ( - آسيب زيانبار ) همان ربوده شدن عقل است . و مقصود از « فتنة مضلة » ( - فتنهء گمراهىآور ) انحلال و باز شدن قيد و بندهاى علم مىباشد . چرا كه ربوده شدن عقل ، براى دنيا و آخرت زيانبار است و بيماريى است شبيه به جنون ، و باز شدن قيد و بندهاى علم ، كفرى است كه به گمراه شدن و گمراه كردن مىانجامد . ] و الدرجة الثالثة أنس اضمحلال فى شهود الحضرة ، لا يعبّر عن عينه ، و لا يشار إلى حدّه ، و لا يوقف على كنهه . درجهء سوّم ، عبارت است از مضمحل [ و فانى ] شدن بنده در شهود حضرت [ احديت ] ، كه از عين [ و حقيقت ] او تعبير نشود ؛ [ چون « عبارت » حدّ عقل است و اين حال ، معناى عقليى نيست كه از آن تعبيرى آورده شود تا فهميده شود ؛ چرا كه امور ذوقى ، وجدانى و يافتنى و چشيدنى است . و آنكه از يافتن و چشيدن آن محروم است ، هرگز با الفاظ و عبارات قادر بر فهم آن نخواهد شد . ] و به حدّ او اشارت نشود ؛ [ چرا كه مشار اليه بايد محدود به حدّى باشد كه آن را از غير خود متمايز سازد تا اشارهء عقلى و يا حسى بدان صحيح باشد . امير مؤمنان عليه السّلام در بيان
--> ( 1 ) - ر . ك : مستدرك حاكم ، كتاب الدعاء ، ج 1 ، ص 54 . در مسند احمد بن حنبل ( ج 4 ، ص 264 ) ، روايت به اين صورت نقل شده است : « و اسألك . . . الشوق الى لقائك ، و اعوذ بك من ضرّاء مضرّة و من فتنة مضلّة . . . . »