عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
155
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
درجهء سوّم ، آن است كه بنده ، ادب را بشناسد [ و بر معناى آن در درجات سهگانه ، اطلاع يابد ؛ ] آنگاه به واسطهء تأديب حقتعالى از تأدّب [ خود ] بىنياز گردد ؛ [ يعنى با مشاهدهء مؤدّب حقيقى ، كه همان حقتعالى است ، از خودش و ادب خودش غايب گردد ؛ و ادب را جز به كسى كه او را در مقام ادب قرار داده ، نسبت ندهد ؛ و با فانى ساختن ادب خود در ادب حق ، از عيب و علّت ادب خلاصى يابد . ] و سپس از شهود سنگينىها [ و سختىها و مشقات ] ادب رها شود ؛ [ يعنى از مشاهدهء ادب بهكلى فانى شود ؛ به خاطر مستغرق شدن در شهود حقيقت در حضرت جمع ، كه غايب شدن از ادب در آن حضرت ، عين ادب است . ] باب پنجم : يقين قال اللّه عزّ و جلّ : « وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ . » اليقين مركب الآخذ فى هذا الطريق . و هو غاية درجات العامّة ، و قيل أوّل خطوة الخاصّة . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و در زمين آيات و نشانههايى براى اهل يقين است . » « 1 » يقين « 2 » مركب كسى است كه سير در اين راه را آغاز كرده است ؛ [ زيرا طى كردن هر راهى ، وسيله و مركبى مىخواهد كه انسان را در آن راه به پيش برد . و مركب سير الى اللّه ، يقين است . ] يقين پايان درجات عامه است ، و گفته شده كه نخستين گام خاصه مىباشد . و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى علم اليقين . و هو قبول ما ظهر
--> ( 1 ) - 51 / 20 . ( 2 ) - در معانى الاخبار ( باب معنى التوكل . . . ص 261 ) در پاسخ جبرائيل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم دربارهء تفسير يقين آمده است : « الموقن يعمل للّه كأنّه يراه ، فان لم يكن يرى سوى اللّه ، فانّ اللّه يراه ، و ان يعلم يقينا أنّ ما اصابه لم يكن ليخطئه ، و أنّ ما أخطأه لم يكن ليصيبه . . . . »