عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
135
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
خود خشنود بود ، تو به برادرى با او خشنود باشى . [ اينكه شيخ گفت « به من رضى الحق لنفسه عبدا » به خاطر اين است كه خداوند مىفرمايد : « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ » « 1 » اين براى آن است كه خداوند مولا ( و سيّد ) كسانى است كه ايمان آوردند ؛ امّا كافران مولايى ندارند . از اين آيهء شريفه استفاده مىشود كه خداوند مؤمنان را به بنده بودن پذيرفته است . و قيد « مسلمانان » ازآنرو در كلام شيخ آمده است كه تواضع در برابر كافر جايز نيست . و اينكه گفت « به برادرى او خشنود باشد » بدان سبب است كه حقتعالى فرموده است : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » « 2 » همانا مؤمنان برادر يكديگرند . ] و حقى را از دشمن خود بازندارى ، [ يعنى حقى را كه او از تو مطالبه مىكند به او بدهى ، اگرچه به راستى او محق نباشد و حقى بر گردن تو نداشته باشد . ] و عذر كسى را كه عذرخواه است بپذيرى . و الدرجة الثالثة أن تتّضع للحقّ ؛ فتنزل عن رأيك « 3 » فى الخدمة ، و رؤية حقّك فى الصحبة ، و عن رسمك فى المشاهدة . درجهء سوّم ، آن است كه در برابر حقتعالى تواضع كنى ؛ به اينكه از رأى [ و نظر ] خود در خدمت [ و طاعت و بندگى ] فرود آيى ، [ و حقتعالى را همان گونه كه خودش خواسته ، مطابق با شرع ، عبادت كنى . ] و نيز از اينكه در مصاحبت [ خود با اللّه تعالى ] حقى ببينى فرود آيى ، [ يعنى بر تو واجب است كه براى خود ، به واسطهء اعمالت ، حقى بر خداوند نبينى ، چرا كه ملازمت تو با عبادت و بندگى حق ، رعايت ادب را بر تو واجب مىگرداند ، و از جملهء ادب آن است كه حقى را كه خداوند بر خودش براى تو واجب كرده است ، مطالبه نكنى . « 4 » ] و نيز از رسم خود در مشاهده
--> ( 1 ) - 47 / 11 . ( 2 ) - 49 / 10 . ( 3 ) - ك + ، و عوايدك . ( 4 ) - عبد الرزاق كاشانى در شرح عبارت « و رؤية حقك فى الصحبة » ( ص 247 ) مىگويد : « سواء كان صحبة