سعدى

78

بوستان ( فارسى )

قلم‌زن كه بد كرد با زيردست * قلم بهتر او را بشمشير دست مدبر كه قانون بد مىنهد * ترا ميبرد تا بدوزخ « 1 » دهد مگو ملك را اين مدبّر بسست * مدبّر مخوانش كه مدبر كسست 1670 سعيد آورد قول سعدى بجاى * كه ترتيب ملكست و تدبير « 2 » راى « 3 »

--> ( 1 ) . به آتش . ( 2 ) . توفير . تدبير و . ( 3 ) . در بعضى از نسخه‌هاى چاپى اين ابيات در اينجا آورده شده : كمالست در نفس مرد كريم * گرش زر نباشد چه نقصان و بيم محالست اگر سفله قارون شود * كه طبع لئيمش دگرگون شود وگر خود نيابد جوانمرد نان * مزاجش توانگر بود همچنان اگر قيمتى گوهرى غم مدار * كه ضايع نگرداندت روزگار بدر ميكنند آبگينه ز سنگ * كجا ماند آيينه در زير سنگ هنر بايد و فضل و بخت و كمال * كه گاه آيد و گه رود جاه و مال