احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

28

كنوز الحكمة ( فارسى )

بس دست مبارزان كارى * ما بند ز هم فروگشاديم بس بيوه‌زنان كه بيوه كرديم * بس شاه كه در لحد نهاديم كس را نرسد چراى بر ما * جز آن نبود كه ما نهاديم اى بسيار از اين فرعونان و طاغيان كه بدين كار و بدين كوى درآمدند ، كه ما اين قسمت را تغيير و تبديل كنيم ، و به دست هيچ‌كس هيچ نبود ؛ همه آن بود كه او خواست ، و او نهاده بود ، و امروز همه آن است . اگر از ما نصيحت ، برادران ما فراپذيرند ، و با قسمت قسّام نكوشند ، و رضا فرادهند ، حالى بارى از رنج برهند . و جنگ كردن ( كسى ) با كسى كه با وى برنيايد ، بارى نكند . از سر علم و عقل و معرفت درنگريد تا هر قضا كه بر ما كرده است ، هيچ‌كس باز پس تواند برد ؟ « 1 » و اگر چيزى روزى ما نكرده است ، هيچ‌كس فرا ما نتواند داد ، و اگر چيزى روزى ما كرده است هيچ كس از ما بنتواند برد . و بسيار چيزهاست كه در دست ماست ، و ما خواهيم كه او را بخوريم و يا فرا فرزند خويش دهيم ، نمىتوانيم داد ، و چنان‌كه ما را مىبايد تصرّف آن نمىتوانيم كرد ، و جز آن كه او نهاده است نخواهد بود . پس آخر چندين ابلهى ، و نادانى ، و غرور شيطان خريدن ، و هواى نفس پروردن ، و به مراد ايشان كار كردن ؟ ! هيچ دشمن مدان خود را ، و دين خود را ، بتر از : « هوا » ، و « نفس » و « شيطان » ؛ هركه به غرور ايشان فريفته شد ، هلاك از وى برآمد . مكنيد ، اى دوستان ! فرمان برادر خويش فرا بريد ، و يك هفته از سر ايمان و اعتقاد درست در اين كار نظر كنيد ، تا مگر چيزى از ايمان ( به ) شما روى نمايد ، كه اين ايمان بارى بار به عقبه مرگ بيرون نبرد ! و مركب چنين توحيد از كنده دوزخ بنجهد ! و شما را در ميان « راه » ، و « عقبه » ، و « صراط » ، فروگذارد ، و حسرت سود ندارد و هذه النصيحة ؛ و باللّه التوفيق .

--> ( 1 ) - اين قسمت از نسخهء « د » افتاده است . از نسخه‌هاى : « ت » و « ج » به متن افزوده شد .