احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

21

كنوز الحكمة ( فارسى )

چون رسول ( ص ) مىگويد : ذرّة من أعمال الباطن خير من أعمال الظّاهر كالجبال الرّواسى - پس در اين سخن نظر بايد كرد ، و از سر علم و عقل ، و از سر كيمياى اخلاص چيزى بر وى بايد افگند - كه اخلاص هم از سرّ است ، و نفاق هم از علم سرّ است ؛ چنان‌كه نفاق همه كارهاى خير را تباه كند ، علم اخلاص همه با صلاح آرد . همچنان‌كه منافق در بهشت نشود ، هيچ مخلص در دوزخ نشود . اكنون با سر سخن شويم كه مىگفتيم تا ملهم به چه بداند كه هر چيز را چه ثواب است ؟ تا يكى را يك روزه نويسد ، و يكى را هفتادساله ؛ و وسواس به چه بداند كه هريكى را چه قبح است ، و ديگران را نيست ، و اين هم غيب است ؟ اكنون بدان كه خداى عزّ و جلّ هركه را فرا كارى كند آن كار بر او آسان كند ، و اسباب كار فرادست وى دهد ، و ايشان غيب ندانند ، همچنان نيز كه ما غيب ندانيم ؛ امّا هركه از ما عاقل باشد ، و مبرسم نباشد ، چون كسى سير ، و يا پياز ، و يا تره خورده باشد ، و اگر از اين چيزها كه بوى كند ، و بوى گنده دهد ، چيزى خورده باشد ، اين عاقل داند كه او چه خورده است ، و قيمت آن چيز چيست ، و قيمت آن بداند ( و ) بنويسد . و آن ملهم ؛ همچنان‌كه كسى چيزى خوش‌بوى ، و شيرين ، و نيكو خورده باشد ، ملهم همچنان بداند كه او چه انديشه و نيت كرده است - آن قيمت مىداند ( و ) بنويسد كه برايشان هيچ رنجى نباشد . همه گفتند : سخت نيكو گفتى ! و ما اين سخنان در هيچ كتب نديده‌ايم . همه اين سخن را تسليم كردند كه : معرفت ملهم اصل همه بندگى است ، كه الهام و وسواس از هم بازشناسى ، تا كار به اخلاص توانى كرد . چون آن قوم برخاستند ، مريدى از آن وى گفت : روزى ( كه ) ما را از اين نوع سخن مىگفتى ، مسئله نيكوتر از اين بگفتى ! و مرا مىبايست كه اين فصل سخن بنويسم . شيخ او را جواب داد كه : اين فصل نوع سخن است : اگر از اين نيم‌دانشمندى ، اگر مدعيى اين فصل سخن فراگيرد ، بسيار اهل علم را ، و بسيار ائمه را در اين فصل سرگردان كند ؛ از آن مختصر جواب باز دادم . اين مريد به آن الحاح كرد كه بيان اين سخن به تمامت شرح بايد داد . اكنون از بهر دل ياران را بهتر اين را شرح داده آيد : ائمّه دين در اين سخن كرام الكاتبين بسيار سخن گفتند ، تا ايشان به چه بدانند كه ايشان را چه مىبايد نوشت ، و هر چيزى را چند ثواب است ؟ در اين باب سخن بسيار گفته‌اند ، امّا شما را چيزى ديگر مىبايد . آنچه آن روز گفتم ، و آنچه امروز ما را روى نمود ، شما را بازگويم ؛ نيك در اين سخن تأمّل كنيد ! تا من از قول حق سبحانه و تعالى ، شما را به الهام او باز گويم ، قوله