احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
مقدمه 35
كنوز الحكمة ( فارسى )
7 . بهرهورى از تمثيل ، حكايات و قصص مرحوم دكتر على فاضل در كتاب ارجمند كارنامهى احمد جام ، - در فصل با عنوان « هنر شگرف احمد جام در مثلزنى و مثالآفرينى » - به اين گرايش و رويكرد مبسوط پرداختهاند و بر اين نكته پاى فشردهاند كه : « دريغا كه يك جنبهء مهم از هنر نگارش وى ( احمد جام ) يعنى ظرافت و استادى فوقالعاده در تمثل به مثلها و تمثيلات نخبه و ناب تا به حال كمتر مورد توجه بوده است . » « 1 » بارى ، توجه به تمثيل و مثل از گرايشها و رويكردهاى محورى شيخ جام در حوزهى نثر و شيوهى مجلسگويى و هنر تعليمى وى است و طبعا اين نشان و توجه در كتاب ارزندهى كنوز الحكمة - كتاب حاضر - نيز مشهود است . ناگفته نماند كه ضرورت كاربرد « مثل » از نگاه شيخ جام بيشتر بر مبناى فهم و درك مخاطب است . آنچنانكه وى در اثرى ديگر اشاره دارد : « حكما كه مثل گويند و سخن در مثل بندند ، از بهر آن كنند تا شنونده آن سخن فهم كند و درياود . » ( روضة المذنبين ، ص 34 ) اما از لابلاى همين مثلها - كه در آثار شيخ بسامدى چشمگير دارند - مىتوان به نكات و بهرههاى ارزشمند ديگرى نيز دست يافت . نكاتى مانند : نوع باورها و سطح فهم شنوندگان و مخاطبان شيخ ، طبقات و صنوف و گروههاى اجتماعى ، اوضاع تاريخ ، گرايشهاى غالب دينى ، و نهايتا : جنبههاى دستورى و نكات زبانشناسى عصر شيخ . در اينجا براى آشنايى بهتر از جاذبهها - هم به قدر تشنگى ! - نمونهاى از اين مثلهاى شيخ را مورد مداقّه قرار دهيم : « كسى كه در قرآن و اخبار رسول ( ص ) سخن مىگويد ، بايد كه كم از مردم روستايى نباشد كه چون در شهرى شود كه نقدى از آن شهر بيرون خواهد آورد ، فرا چند صراف نمايد تا قلب است ، اگر سره و اگر از بقالى جوز خرد ، به خردى و بزرگى نشود كه خرد است يا بزرگ ؛ به مغز نگرد تا مغز دارد اگر نه ؟ يك جوز كه مغز دارد به ده جوز بىمغز عوض نكند . اگر به ظاهر و بزرگى فريفته شوى و از آنچه معنى باشد دست بازدارى و آنچه دعوى بىمعنى است فراگيرى كه اين مهتر و بزرگتر است از مقصود
--> ( 1 ) . كارنامهى احمد جام ، ص 231