احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
مقدمه 36
كنوز الحكمة ( فارسى )
بازماندى . . . » ( ص 45 ) در اين مثل شيخ به اين نكات برمىخوريم : اول : شيخ مطلبى واعظانه را دربارهى « كسى كه در قرآن و اخبار رسول ( ص ) » سخن مىگويد با مخاطب مطرح مىسازد و براى فهم بهتر او به مثلگويى روى مىآورد . دوم : طبقات و صنوف اجتماعى : روستايى ، شهرى ، صراف ، بقالى . سوم : گويش قديم : جوز ( - گردو ) . چهارم : اصطلاح كنايى يك به ده : يك جوز مغزدار به ده جوز بىمغز . پنجم : جنبههاى دستورى : كاربرد نشانهى استمرار با فاصله ( مى سخن گويد ) ، اگر به معنى يا ، كاربرد پيشوند فرا ، كاربرد فعل مفرد براى اسم جمع مردم . بنابراين ما نيز با مصحح روانشاد اين كتاب همداستانيم كه فراوردههاى تمثيلى شيخ غالبا ساده و عاميانه از زندگى عادى مردم شهر و روستا مايهور است و اصطلاحات رايج عصر كه احيانا رنگ محلى نيز دارند در آنها به چشم مىخورد . مهمترين مثلهاى شيخ در كتاب حاضر عبارتند از : - مثل آن كه از راه دور قصد حجاز كند ( ص 9 ) - مثل ابليس با آدمى ( ص 17 ) - مثل معرفت به آفتاب ( 46 ) - مثل دربارهى اولو الالباب ( ص 65 ) - مثل به سنگ مغناطيس ( 83 ) - مثل برادران رضاعى ( 94 ) - مثل فقر و فقير ( 102 ) - مثل كسى كه علم سرّ گويد ( ص 136 ) - مثل دوستى خدا با شيرمايه گوسفند ( 146 ) - مثل ملهم و وسواس و الهام خداى ( ص 16 ) - مثل مردى كه در دريا كشتى مىراند ( 44 ) - مثل دوستى خدا ( 61 ) - مثل به سفر مرد در شب ( 81 ) - مثل دعاى دنيا دوست و نماز جنب ! ( 89 ) - مثل به رفتن علما به حج ( 97 ) - مثل قوم و اصحاب شيخ ( 129 ) - مثل دربارهى داستان آفرينش ( 141 ) تأكيد مىگردد كه همهى اين مثلها در گسترهى عرفان تعليمى شيخ و براى درك بهتر مخاطب قابل توجه و تأمل است . در اينجا به سه نمونه از اين مثلها اشاره مىنماييم كه در هريك ، شيخ يكى از مطالب مهم و ارجمند اين كتاب را نشانه رفته است و به موازات جنبهى تعليمى و تمثيلى آن ، لطافت زبان و لطف تشبيه و دريافتهاى اجتماعى و