احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 34

كنوز الحكمة ( فارسى )

ه : ترجمه‌هاى سره از ديگر هنرها و ظرافت‌هاى شيخ در اين زمينه ، گرايش به ترجمه آيات و احاديث با استفاده از واژگان سره‌ى فارسى است . از اين نظر كتاب كنوز الحكمة يكى از يادگارهاى عزيز و مغتنم در نثر صوفيانه است . مثلا ، ترجمه‌هايى با واژگان تماما - و يا غالبا - فارسى : - « فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ » به‌پاى داريد نماز را و بدهيد پاكى خواسته را » ( ص 71 ) - « أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ » اى بندانسته‌اند اين مردمان كه خداى عزّ و جلّ فراخ گردانيد ، روزى بر آن كسى كه خواهد ؟ ! » ( ص 37 ) - « اصحابى كالنجوم ؛ بايهم اقتديتم اهتديتم . مهتر ( ص ) مىگويد : ياران من ستارگان آسمان‌اند ؛ به هركه پىبرى تو راه يا بى » ( ص 46 ) - « ربّ قائم ليس له من قيامه الا السّهر و ربّ صائم ليس له من صيامه الا الجوع : اى بسا شب‌خيزان نماز كنند كه از نماز او جز شب خاستن و بيدارى شب نصيب او نيست ، و اى بس روزه‌دار كه نصيب او از روزهء او جز گرسنگى نيست . » ( ص 10 ) و نمونه‌هاى ارجمند و بسيار قابل تأمل ديگر . اما هنر شيخ جام در عرضه‌ى اين ترجمه‌ها نيست بلكه وى حتى در عبارت‌پردازىها نيز گاه به ترجمه‌ى تركيبات و اصطلاحات معمول و رايج مىپردازد . از اين نمونه‌ها نيز بسيار است ؛ مانند : - « اما امر و نهى و كن و مكن در ميان افگنده است . » ( ص 140 ) به‌هرحال ، يكى از اهتمام‌ها و ظرافت‌هاى نيكوى شيخ در قلمرو زبان ، گرايش وى به « پارسىنويسى » و ترجمه‌هاى نيكو است . دغدغه و ظرافتى كه گاه - بسيار - گريبانگير نثر و ترجمه‌هاى شيخ مىگردد . مثلا ، در باب سيزدهم همين كتاب ، شيخ پس از ترجمه‌اى نيكو و شيوا - با تشويش و دغدغه‌ى خاص - مىنويسد : « پارسى اينكه نبشته آمد ، بهتر از اين مىبايد نبشت ! » ( ص 115 )