احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

69

كنوز الحكمة ( فارسى )

شوند ، و سخن خداى عزّ و جلّ بشنوند . « 1 » موسى صلوات اللّه عليه ايشان را گفت « 1 » : خداى عزّ و جلّ گفت : چون ايشان ترا مى باور ندارند ، هفتاد مرد مصلح و پير از ميان اين قوم اختيار كن ! موسى صلوات اللّه عليه از ميان ايشان « 2 » هفتاد مرد پير « 3 » نيافت « 3 » - و ايشان شش صد هزار مرد بودند ، و دوازده سبط بودند - موسى از هر سبطى شش مرد كه پارساتر بودند و خردمندتر برگزيد و آمد كه به « طور » آيند ، تا سخن خداى بشنوند كه با موسى مىگويد . خداى عزّ و جلّ هفتاد مرد پير خواسته بود از موسى ، و ايشان جوان بودند . موسى صلوات اللّه عليه آن شب دعا كرد ، تا ايشان را خداى پير گردانيد . بامداد كه برخاستند همه پير بودند . موسى صلوات اللّه عليه گفت : خداى عزّ و جلّ از من هفتاد مرد بيش نخواست كه بيار ، اكنون شما هفتاد و دو تن‌ايد ؛ دو تن بازگرديد ! هيچ‌كس رغبت بازگشتن نكرد ، كه بدان شرب بودند كه با موسى برويم و سخن خداوند و آفريدگار خود بشنويم ؛ هيچ فرا نبردند . « يوشع بن نون » و « كالوب بن يوفنا » « 4 » فرمان موسى فرابردند و برگشتند . خداى عزّ و جلّ به فرمان‌بردارى ايشان ، موسى را و ايشان را هر دو را پيغمبرى داد ، و صاعقه‌اى درآمد و آن هفتاد را همه بسوخت . قوله تعالى : فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ . . . - فرمان‌بردارى چنان كند كه بازان دو مرد كرد كه ايشان را به بركات فرمان‌بردارى ، پير و پيغمبر خويش كرد ، و نبوت داد ؛ و نافرمان‌بردارى چنين بار آرد كه نه دين ، و نه دنيا ، و نه جان ، و نه تن گذارد . الهى ! تو ما را از نافرمانى نگاه‌دار ! و در توفيق بر ما گشاده‌دار ! و در خذلان بر ما بسته دار ! و ما را از عذاب و خشم خويش رسته دار ! و از شر فتنه آخر الزمان نگاه دار ! به حق محمّد و آله اجمعين ، و صلى اللّه على خير خلقه محمّد و آله الطاهرين .

--> ( 1 ) - از نسخه « د » افتاده است . ( 2 ) - د : امتان . ( 3 ) - د : ندارد . ( 4 ) - د ، ج ، ت : يوفا .