احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

68

كنوز الحكمة ( فارسى )

نمىخوانند و نمىخوانده‌اند ، هيچ‌كس را بازو و با زاد او كار نيست . امّا ما خود نه قدر خواندن ، و نه قدر فرمان ، و نه قدر ميزبان مىدانيم ، اگر نه به جان اجابت كرديمى ؛ زيرا كه آن كسانى كه اجابت مىكنند ؛ آن اجابت به جان است ، و آن دعوت جان را مىكنند ؛ چنان‌كه مىگويد : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . فَادْخُلِي فِي عِبادِي . وَ ادْخُلِي جَنَّتِي . و اين زاد كه مىگويد : وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى - گفت : « بهترين زادها تقوى است » ؛ يعنى : نخست به ترك جان بگوى ، و هرچه اسباب زندگانى تست ، تا دلت با مال و زن و فرزند و عقار دنيا نباشد . مهتر ( ص ) مىگويد : هركه در سراى فانى هستند ، و هرچه ايشان دارند همه بازين سه چيز گردد : با « مال » ، و « عيال » ، و « اعمال » . « مال » تا بستر و بالين مرد فرا شود ، چون سر بر بالين نهاد ، سه يكى از « مال » بازگردد ، و چون نفس وى منقطع شود جمله بازگردد . و « عيال » تا فرا سر گور فرا شود ، چون خاك بر وى كردند « عيال » نيز باز گردد . « اعمال » با وى بماند كه با تو در گور آيد ، و نديم تو او خواهد بود تا ابدالآباد . هان ! اى برادران ! نديم و قرين خويش را نيكو داريد ، و قرينى و خويشى با كسى كنيد كه ابدالآباد بازو توانيد بود ، و بدين روزى چند ، و بدين سبزه دنيا ، و غرور شيطان مكّار فريفته مشويد كه ساعت تا ساعت فراگذارد ، و غم و حسرت به دست ما بماند ، و هيچ سود ندارد . فرمان خداوند و پروردگار خود نگاه داريد ، و زاد راه قيامت برگيريد ! تا فردا نديم حسرت و ندامت نگرديد ، و در چاه خوارى و نافرمانى گرفتار نياييد ، و به قرينى ديو ملعون مبتلا نگرديد ، تا در « سقر » و « هاوية » فرياد مىنبايد كردن كه : يا ويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانا خليلا . لقد أضلّنى عن الذّكر بعد إذ جاءنى و كان الشّيطان للانسان خذولا - همه نجات بنده فرمان‌بردارى خداوند است : هركه فرمان نگاه داشت ، از همه آفت‌ها نجات يافت ، و در همه نعمت‌ها بر وى گشاده شد ؛ و هركه نافرمانى اختيار كرد ، در همه محنت‌ها بر وى گشاده شد ، و در نعمت‌هاى دو جهانى بر وى بسته شد . در فرمان‌بردارى سخنى سخت نيكو و مفيد است از قول خداى عزّ و جلّ در قصه موسى صلوات اللّه عليه ؛ هر كه بخواهد كه از اين سخن پند برگيرد بر تواند گرفت ، چنان‌كه تا مرگ بسنده باشد : قوله تعالى : وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ . . . چون موسى صلوات اللّه عليه از قوم خويش هفتاد مرد اختيار كرد تا با موسى به « طور »