الغزالي

81

كيمياى سعادت ( فارسى )

نشسته ، آنكه بر پاى بود آهنى سر كوژ اندر دهان اين نشسته افكنده بود و يك گوشهء دهان وى بكشيدى تا به سر دوش وى رسيدى ، پس ديگر جانب بكشيدى همچنين ، و جانب پيشين با جاى شدى ، و همچنين همىكرد . گفتم : اين چيست ؟ گفت : اين دروغ‌زنى است ، همين عذاب مىكنند در گور وى را تا روز قيامت » عبد اللّه بن جراد ( رض ) رسول ( ص ) را گفت : « مؤمن زنا كند ؟ » گفت : « باشد كه كند . » گفت : « دروغ گويد ؟ » گفت : « نه . » و اين آيت بر خواند : انَّما يَفْتَرِى الْكَذِبَ الَّذينَ لا يُؤْمِنونَ بِآياتِ اللّهِ وَ أولئكَ هُمُ الكاذِبونَ ، [ 1 ] دروغ كسانى گويند كه ايمان ندارند . و عبد اللّه بن عامر ( رض ) گويد : كودكى خرد به بازى همىشد ، گفتم : « بيا تا تو را چيزى دهم . » رسول ( ص ) اندر خانهء ما بود ، گفت : « چه خواستى داد ؟ » گفتم : « خرما . » گفت : « اگر نداديى ، دروغ بر تو نبشتندى . » و گفت : « خبر دهم شما را كه بزرگترين كبائر چيست ، شرك است و عقوق مادر و پدر . » و تكيه زده بود ، راست بنشست و گفت : « الا و قول الزّور ، سخن دروغ نيز . » و گفت ( ص ) : بنده كه دروغ گويد ، فريشته از گند آن به يك ميل از وى دور شود . » و از اين گفته‌اند كه عطسه در وقت سخن ، گواهى باشد بر راستى سخن . كه اندر خبر است كه « عطسه از فريشته است و آسا كشيدن [ 2 ] از شيطان است » ، و اگر سخن دروغ بودى فريشته حاضر نبودى و عطسه نيامدى . و گفت ( ص ) : « هر كه دروغ حكايت كند ، يك دروغزن وى است . » و گفت : « هر كه به سوگند دروغ مال كسى ببرد ، خدا - تعالى - را ببيند روز قيامت بخشم بر وى . » و گفت ( ص ) : « همه خصلتى ممكن بود در مؤمن مگر خيانت و دروغ . » و ميمون بن ابى شبيب مىگويد كه « نامه همىنوشتم ، كلمه‌اى

--> [ 1 ] ( قرآن ، 16 - 105 ) ، ايشان دروغ سازند كه نگرويده‌اند به سخنان خداى تعالى و دروغ زنان ايشان‌اند . [ 2 ] آسا كشيدن ، خميازه كشيدن .