الغزالي

82

كيمياى سعادت ( فارسى )

فراز آمد كه اگر بنوشتمى نامه بدان آراسته شدى - و لكن دروغ بود - پس عزم كردم كه بنويسم . منادى شنيدم [ 1 ] كه گفت : يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالقوْلِ الثابِتِ فِى الحَياةِ الدُّنيا وَ فِى الْآخِرَةِ [ 2 ] ابن سمّاك مىگويد : « مرا بر دروغ ناگفتن مزدى نباشد ، كه از آن نگويم ، كه ننگ دارم از دروغ . » فصل بدان كه دروغ از آن حرام است كه اندر دل اثر كند ، و صورت دل كوژ گرداند و تاريك بكند ، لكن اگر بدان حاجت اوفتد و بر قصد مصلحت گويد و آن را كاره بود ، حرام نبود ، براى آنكه چون كاره باشد دل از وى اثر نپذيرد و كوژ نشود ، و چون بر قصد خير گويد دل تاريك نشود . و شك نيست كه اگر مسلمانى از ظالمى بگريزد ، نشايد كه راست بگويد كه وى كجاست ، بلكه دروغ اينجا واجب بود . و رسول ( ص ) اندر دروغ رخصت داده است سه جاى : يكى اندر حرب ، كه عزم خويشتن با خصم راست نتوان گفت ، و ديگر چون ميان دو تن صلح مىافكنى سخن نيكو گويى از هر يكى فرا ديگرى ، اگر چه وى نگفته باشد ، و ديگر كسى كه دو زن دارد كه فرا هر يكى گويد تو را دوست‌تر دارم . پس بدان كه اگر ظالمى از مال كسى بپرسد روا بود كه پنهان دارد ، و اگر سرّ ديگرى بپرسند ، انكار كند روا باشد ، كه شرع فرموده است كه كارهاى زشت بپوشيد ، و چون زن طاعت ندارد الا به وعده ، روا بود كه وعده دهد اگر چه داند كه قادر نبود بر آن . اين و امثال اين روا بود . و حد اين آن است كه دروغ ناگفتنى است ، و لكن چون از راست چيزى تولّد كند كه آن محذور بود ، بايد كه اندر ترازوى عدل و انصاف بسنجد : اگر نابودن آن چيز

--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » : مناديى از گوشهء خانه گفت : ( ربع مهلكات ، ص 365 ) [ 2 ] ( قرآن ، 14 - 27 ) ، اللّه گرويدگان را به سخن درست و راست استوار مىدارد ، هم در اين جهان و هم در آن جهان .