الغزالي

57

كيمياى سعادت ( فارسى )

گفت : تو را چه بوده است ؟ حال خويش فرا وى بگفتم . دست به سينهء من فرود آورد ، چون بيدار شدم كفايت افتاده بود . چون يك سال بر آمد ، با ديدار آمد : هم زارى بسيار كردم . هم آن شخص به خواب ديدم ، گفت : خواهى كه اين از تو بشود ؟ گفتم : خواهم . گفت : گردن فرا پيش دار ! فرا پيش داشتم : شمشيرى بياورد و گردن من بزد . چون بيدار شدم كفايت افتاده بود . چون يك سال بر آمد بازديد آمد : همچنان زارى و دعا كردم ، تا آن شخص را به خواب ديدم كه فرا من گفت : تا كى خواهى از خداى - تعالى - دفع چيزى كه دفع آن دوست ندارد ، پس بيدار شدم ، وزن كردم تا از آن بلا خلاص يافتم . » پيدا كردن ثواب كسى كه اين شهوت را خلاف كند بدان كه هر چند شهوت غالب‌تر ، ثواب اندر مخالفت وى بيشتر . و هيچ شهوت غالب‌تر از اين نيست ، و لكن مطلوب اين شهوت زشت است ، و بيشتر كه اين شهوت نرانند ، يا از عجز بود يا از شرم يا از هراس آنكه آشكارا شود و زشت نام شود . و هر كه بدين سبب حذر كند وى را ثواب نبود ، كه اين طاعت غرض دنياست نه طاعت شرع ، و لكن عجز از اسباب معصيت سعادت است ، كه بارى اندر عقوبت و بزه نيفتد به هر سبب كه دست بدارد . [ 1 ] اما اگر كسى از اين حرام متمكّن شود و هيچ مانع نباشد ، للّه را دست بدارد ، [ 2 ] ثواب وى بزرگ است ، و وى از آن هفت كس است كه اندر سايهء عرش خداى - تعالى - خواهند بود در روز قيامت . و درجهء وى چون درجهء يوسف ( ع ) باشد اندر اين معنى . و امام و مقتدا اندر گذاشتن اين عقبه [ 3 ] ، يوسف ( ع ) بوده است . سليمان يسار سخت با جمال بود . زنى خويشتن بر وى عرضه كرد : از وى بگريخت . گفت : « يوسف ( ع ) را به خواب ديدم ، گفتم : تو يوسفى ؟

--> [ 1 ] معصيت دست بدارد ، ترك معصيت كند ( سبب ترك معصيت هر چه مىخواهد باشد ) . در « ترجمهء احياء » : به هر سبب كه گذارد . ( ربع مهلكات ، ص 287 ) . [ 2 ] در « ترجمهء احياء » : به خوف خداى تعالى گذارد ، با قدرت و ارتفاع موانع و ميسّر شدن اسباب . [ 3 ] در عبور از اين عقبه ( راه دشوار ، گردنه ) .