الغزالي

56

كيمياى سعادت ( فارسى )

سعيد جبير ( رض ) گويد كه « فتنهء داود از چشم افتاد . » و داود ( ع ) فرا پسر خويش گفت : « روا باشد كه از پس شير و اژدها فرا شوى ، و لكن از پس زنان فرا مشو . » و يحيى بن زكريا ( ع ) را پرسيدند كه « ابتداى زنا از كجا خيزد ؟ » گفت : « از چشم و از شهوت . » و رسول ( ص ) گفت : « نگريستن به زنان تيرى است زهرآلود از تيرهاى ابليس : هر كه از بيم حق - تعالى - چشم نگاه دارد ، وى را ايمانى دهد كه حلاوت آن اندر دل خود بيابد . » و رسول ( ص ) گفت : « پس از وفات خويش هيچ فتنه بنگذاشتم امّت خويش را چون زنان . » گفت : « چشم زنا كند همچنان‌كه فرج ، و زناى چشم نگريستن است . » پس هر كه چشم نگاه نتواند داشت ، بر وى واجب بود كه شهوت را رياضت دهد ، و اين شهوت را علاج روزه داشتن است ، اگر نتواند ، نكاح كردن . و اگر چشم از كودكان نيكوروى نگاه نتواند داشت ، اين آفت عظيم‌تر ، كه اين خود حلال بنتوان كرد . و هر كه اندر وى شهوتى حركت كند كه اندر امردى نگرد و از آن راحتى يابد ، نگريستن بر وى حرام است ، مگر جنس آن راحت چنان بود كه از ديدار سبزى و شكوفه و نقشهاى نيكو يابد ، كه آن زيان ندارد . و نشان اين آن بود كه اندر وى تقاضاى نزديكى نباشد ، كه شكوفه و گل ، اگر چه نيكو بود ، تقاضاى بوسه دادن و برماسيدن [ 1 ] بر آن نباشد . و چون اين تقاضا پديدار آمد ، اين نشان شهوت است و اول قدم لواطه است . يكى از مشايخ ( ره ) مىگويد كه « بر مريد از شير خشمگين كه در وى اوفتد چنان نترسم كه از غلام امرد . [ 2 ] » يكى از مريدان گفت كه « شهوت بر من غالب شد ، چنانچه طاقت نداشتم : زارى و دعاى بسيار كردم . پس شبى خواب ديدم كه شخصى مرا

--> [ 1 ] برماسيدن ، سودن دست بر چيزى ، سودن عضوى بر عضو ديگر . [ 2 ] براى مريد جوان ، امرد را از شير خشمگين خطرناك‌تر مىدانم .