الغزالي
49
كيمياى سعادت ( فارسى )
درجهء دوم آنكه دو روز و سه روز نخورد ، و اين ممكن است و چنين بسيار بود . درجه سوم آنكه هر روزى يك بار خورد ، و اين كمترين درجه است . چون فرا دو بار شد به اسراف رسيد . و هيچ وقت گرسنه نباشد [ 1 ] . و رسول ( ص ) چون بامداد خوردى شبانگاه نخوردى ، و چون شبانگاه خوردى بامداد نخوردى . و رسول ( ص ) عايشه ( رض ) را گفت كه « زينهار تا اسراف نكنى . » و دو بار خوردن اندر يك روز اسراف است . و چون يك بار خواهد خوردن اولىتر آن بود كه وقت سحر خورد تا اندر نماز شب سبك باشد و دل صافى باشد ، و اگر چنان است كه انديشه به طعام التفات خواهد كرد ، يك بار وقت روزه گشادن بخورد و يك بار وقت سحر . احتياط سوم اندر جنس طعام و اعلاى آن گندم است بيخته ، و كمترين جو نابيخته ، و ميانه جو بيخته . و مهين نانخورش گوشت و شيرينى است ، و كمترين سركه و نمك ، و ميانه مزوّر به روغن . [ 2 ] و عادت كسانى كه راه آخرت رفتهاند آن است كه از نانخورش پرهيز كردهاند ، و هر چه اندر خويشتن شهوات آن ديدهاند نفس را مخالفت كردهاند ، و چنين گفتهاند كه نفس چون شهوت خويش بيابد اندر وى بطر [ 3 ] و غفلت و ظلمت پديد آيد ، و بودن اندر دنيا دوستتر دارد ، و مرگ را دشمن دارد ، بايد كه دنيا بر خويشتن تنگ گرداند تا زندان وى شود ، و مرگ خلاص وى بود از زندان . و اندر خبر است كه شرار امّتى الّذين يأكلون مخّ الحنطة - بدترين امت من آناناند كه مغز گندم خورند . و اين حرام نيست كه گاهگاه خوردن آن روا بود ، اما چون بر دوام عادت كند ، تنعّم بر طبع غالب شود ، بيم آن بود كه به غفلت و بطر كشد . و گفت : « بترين امت من گروهىاند كه تن ايشان بر نعمت دنيا راست
--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » : كه وى را حالت گرسنگى نباشد . ( ربع مهلكات ، ص 250 ) . [ 2 ] در « ترجمهء احياء » : ميانه مزوّرهاى به روغن بىگوشت . ( ربع مهلكات ، ص 251 ) . [ 3 ] بطر ، خوشدل شدن ، سرمستى .