الغزالي
40
كيمياى سعادت ( فارسى )
كمتر خوردم دوستتر دارم از آنكه همه شب تا روز نماز كنم . » و فضيل ( رض ) با خويشتن همىگفت : « از چه همىترسى ؟ از آن مىترسى كه گرسنه بمانى ؟ هيهات ! كه حق - تعالى - گرسنگى به محمد دهد و اصحاب وى ، و از تو و امثال تو باز دارد . [ 1 ] » و كهمس ( ره ) گفت : « بار خدايا مرا گرسنه و برهنه همىدارى ، و با خود به شبهاى دراز اندر خلوت همىدارى ، اين منزلت به چه يافتم نزديك تو ؟ كه تو اين با اولياى خويش كنى . » مالك دينار گفت : خنك كسى كه وى را چندان غلّه بود كه كفايت وى باشد و از خلق بىنياز بود . » محمد واسع ( ره ) گفت : « نه ! كه خنك كسى كه بامداد گرسنه بود و شبانگاه گرسنه بود و از حق - تعالى - بدان خشنود بود . » و سهل تسترى گفت : « بزرگان و زيركان نگاه كردند هيچ چيز نافعتر اندر دين و دنيا از گرسنگى نديدند و هيچ چيز اندر آخرت زيانكارتر از سيرى نديدند . » عبد الواحد زيد گفت كه « حق - تعالى - هيچ كس را به دوستى نگرفت مگر به گرسنگى ، و هيچ كس بر آب نرفت [ 2 ] الّا به گرسنگى ، و هيچ كس را زمين در ننوشتند تا شبى صد فرسنگ برفت [ 3 ] الّا به گرسنگى . و اندر خبر است كه موسى ( ع ) اندر آن چهل روز كه حق - تعالى - با وى سخن خواست گفت هيچ چيز نخورد . پيدا كردن فوائد گرسنگى و آفات سيرى بدان كه فضل گرسنگى نه از آن است كه اندر وى رنج است ،
--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » : از چه مىترسى ؟ مىترسى كه گرسنه مانى ؟ مترس ! از آنكه تو نزديك خداى خوارتر از آنى كه تورا گرسنه دارد ، محمد ( ص ) و ياران او را گرسنه داشت . ( ربع مهلكات ، ص 227 ) . [ 2 ] بر آب راه نرفت . [ 3 ] به هيچ كس توانايى در نوشتن زمين ندادند كه در نتيجه هر شب صد فرسنگ بپيمايد ( مراد طىّ الارض است ) . در « ترجمهء احياء » ، وطى الارض نكردند مگر به گرسنگى . ( ربع مهلكات ، ص 230 ) .