الغزالي

29

كيمياى سعادت ( فارسى )

آشكارا بكند . چون معاودت كند ، يك بار اندر سرّ توبيخ كند و گويد : « زينهار تا كس از تو اين بنداند ، كه رسوا شوى در ميان مردمان ، و تو را به هيچ كس بندارند . [ 1 ] » و پدر بايد كه حشمت خويش با وى نگاه دارد ، و مادر وى را به پدر همىترساند . و بايد كه نگذارد وى را كه به روز بخسبد ، كه كاهل شود . و شب بر جامهء نرم [ 2 ] نخواباند تا تن وى قوى شود . و هر روز يك ساعت وى را از بازى بازندارد تا فرهخته شود و تنگدل نشود كه از آن بدخوى گردد و كوردل شود . و وى را خويى فراكند بدانكه با همه كس تواضع كند ، و بر سر كودكان [ 3 ] فخر نكند و لاف نزند . و از كودكان چيزى فرانستاند ، بلكه بديشان دهد . و گويد كه « بستدن كار گدايان باشد و بىهمّتان . » و طمع زر و سيم و كالا كه از كسى فراستاند ، البته راه باز ندهد كه از آن هلاك شود و در كارهاى زشت افتد . و وى را بياموزد تا آب دهن و بينى پيش مردمان نيندازد ، و پشت با مردمان نكند ، و بادب نشيند و دست فرا زير زنخدان ننهد كه آن دليل كاهلى باشد ، و بسيار نگويد ، و البته سوگند نخورد ، و سخن نگويد تا نپرسند ، و هر كه مهتر از وى بود وى را حرمت دارد و اندر پيش وى نرود ، [ 4 ] و زبان وى از لعنت و فحش نگاه دارد ، و چون معلّم وى را بزند بگويد تا فرياد و جزع بسيار نكند و شفيع نينگيزد ، و صبر كند و بگويد كه « كار مردان اين باشد ، و بانگ كردن كار زنان بود و پرستاران . [ 5 ] » چون هفت‌ساله شد به نماز و طهارت فرمايد به رفق . چون ده‌ساله شد ، اگر در نماز تقصير كند بزند و ادب كند . و دزدى و حرام خوردن و دروغ گفتن اندر چشم وى زشت گرداند ، و

--> [ 1 ] تو را كس نشمارند ، بر تو قدرى ننهند . [ 2 ] جامهء نرم ، جامهء خواب ، رختخواب . [ 3 ] بر سر كودكان ، در جمع كودكان . [ 4 ] پيشاپيش بزرگتر از خود راه نرود . [ 5 ] پرستار ، كنيز ، خادمه .