الغزالي
134
كيمياى سعادت ( فارسى )
وى بپرهيزد ، چنان كه از جادوان بپرهيزند ، كه رسول ( ص ) گفت : « بپرهيزيد از دنيا كه وى جادوتر است از هاروت و ماروت . » و ما حقيقت دنيا كه آن چيست و آفات وى و مثال تلبيسهاى وى اندر عنوان سوم از اوّل كتاب [ 1 ] بگفتهايم . و اينجا اخبارى كه در مذمّت وى آمده است بگوييم ، كه آيتهاى قرآن خود اندر اين بسيار است . و مقصود قرآن و كتب انبيا و فرستادن انبيا همه اين است تا خلق را از دنيا به آخرت خوانند ، و آفت دنيا و بلا و محنت وى فرا خلق بگويند ، تا از وى [ 2 ] حذر كنند . پيدا كردن آفت دنيا و مذمّت دنيا به اخبار بدان كه رسول ( ص ) روزى به گوسفندى مرده بگذشت گفت : « همىبينيد كه اين مردار چگونه خوار است كه كس به وى همىننگرد ؟ بدان خداى كه جان محمّد به حكم وى است ، كه دنيا نزد حق - تعالى - از اين خوارتر است . و اگر نزديك وى پر پشهاى ارزيدى ، هيچ كافر را از وى شربتى [ 3 ] آب ندادى . » و گفت : « دنيا ملعون است و هر چه اندر وى است ملعون است ، الّا آنچه براى حق - تعالى - باشد . » و گفت : « دوستى دنيا سر همه گناهان است . » و گفت : « هر كه دنيا را دوست دارد ، آخرت به زيان آرد ، و هر كه آخرت دوست دارد دنيا به زيان آرد . پس آنچه بخواهد ماند اختيار كند بر آنچه بنخواهد ماند . » و زيد بن ارقم ( رض ) گويد : با أبو بكر بودم كه وى را آب آوردند به انگبين شيرين كرده ، چون به دهان نزديك برد باز گرفت و بگريست بسيار ، تا همه بگريستيم . و خاموش گشت . پس ديگر بار گريستن گرفت ، چندان كه كس را دليرى آن نبود كه بپرسيدى . چون چشم بسترد [ 4 ] گفتند : « چه بود يا خليفة رسول اللّه ؟ » گفت : « يك روز با رسول ( ص ) نشسته بوديم ، ديدم كه به دست خويش چيزى از خويشتن دور مىكرد ، و هيچ چيز نديدم . گفتم : يا رسول اللّه ، آن چيست ؟ گفت : آن دنياست كه خويشتن بر من عرضه همى
--> [ 1 ] ج 1 ، ص 71 و بعد . [ 2 ] از دنيا . [ 3 ] شربتى ، بهاندازهء يك بار شرب ( آشاميدن ) . [ 4 ] ستردن ، پاك كردن .