الغزالي

133

كيمياى سعادت ( فارسى )

اصل پنجم . - علاج دوستى دنيا و پيدا كردن آنكه حبّ دنيا سر همه گناهان است بدان كه دنيا سر همه شرهاست ، و دوستى وى اصل [ 1 ] همه معصيتهاست . و چه باشد شوم‌تر از آنكه دشمن خداى - تعالى - باشد و دشمن دوستان خداى و دشمن دشمنان خداى بود [ 2 ] ؟ امّا دشمنى خداى بدان بود كه راه حق - تعالى - بر بندگان وى بزند تا به وى نرسند ، و امّا دشمنى با دوستان خداى - تعالى - بدان كند كه خويشتن جلوه همىكند [ 3 ] و خويشتن اندر چشم ايشان همىآرايد ، تا اندر صبر كردن از وى شربتهاى تلخ همىخورند و رنج آن همىكشند . اما دشمنى با دشمنان حق - تعالى - بدان بود كه ايشان را به مكر و حيلت اندر دوستى خويش همىكشد ، چون عاشق [ 4 ] شوند از ايشان دورى همىگيرد و به دست دشمنان ايشان همىشود ، و همچون زن نابكار از مرد به مرد همىگردد ، تا اندر اين جهان گاه رنج داشتن وى و گاه حسرت فراق وى همىكشد و به آخرت خشم حق - تعالى - و عذاب وى همىبيند . و نجهد از دام وى الّا كسى كه به حقيقت وى را و آفت وى را بشناسد و از

--> [ 1 ] اصل ، ريشه ، بيخ . [ 2 ] در « ترجمهء احياء » : بدان كه دنيا دشمن خداى است - عزّ و جلّ - و دشمن دوستان او ، و دشمن دشمنان او . ( ربع مهلكات ، ص 550 ) . [ 3 ] دنيا [ 4 ] - عاشق دنيا .