الغزالي
129
كيمياى سعادت ( فارسى )
و اگر كسى خواهد كه به حسد وى نعمتى باطل گردد ، هم زيان با وى گردد كه آنگاه به حسد ديگرى نعمت وى نيز باطل شود و به حسد كفّار نيز نعمت ايمان وى باطل شود [ 1 ] چنان كه حق - تعالى - همىگويد : وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ اهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلّونَكُمْ [ 2 ] . پس حسد عذاب حاسد آمد به نقد . اما ضرر آخرت بيشتر ، كه خشم وى [ 3 ] از قضاى حق - تعالى - است و انكار وى بر قسمتى است كه او به كمال حكمت خويش بكرده است . و كس را به سرّ آن راه نداده است . و چه خيانت بود بر توحيد بيش از اين ! و آنگاه شفقت و نصيحت مسلمانان دست بداشته بود [ 4 ] ، كه ايشان را [ 5 ] بد خواسته بود و با ابليس اندر اين خواست همباز بود و چه شر باشد بيش از اين ! و امّا آنكه محسود را سود دارد اندر دنيا ، آن است كه وى چه خواهد در دنيا جز آنكه حاسد وى اندر عذاب باشد هميشه ، و چه عذاب بود بيش از حسد ؟ كه هيچ ظالم نيست كه با مظلوم ماند [ 6 ] چون حاسد ، و محسود اگر از مرگ تو خبر يابد يا بداند كه از عذاب آن حسد برستى ، رنجور شود ، كه هميشه آن خواهد كه وى اندر نعمت محسود باشد و تو اندر رنج حسد . و امّا منفعت دينى وى آنكه وى مظلوم است از جهت توبه حسد [ 7 ] ، و باشد نيز كه تو به زبان و معاملت تعدّى كنى و بدان سبب حسنات تو با ديوان
--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » : پس اگر نعمت به حسد زائل شدى ، خداى را بر تو و بر ديگر خلق نعمتى نماندى ، بل نعمت ايمان هم زائل شدى ، چه كافران مؤمنان را بر ايمان حسد كنند ( ربع مهلكات ، ص 527 ) . [ 2 ] ( قرآن ، 3 - 69 ) ، خواستند گروهى از اهل كتاب كه گمراه كنند شما را . [ 3 ] حاسد . [ 4 ] ترك شفقت و نصيحت مسلمان كرده باشد . [ 5 ] زيرا كه براى ايشان . [ 6 ] به مظلوم ماننده ( شبيه ) باشد . [ 7 ] به سبب حسد بردن تو بر او .