الغزالي

124

كيمياى سعادت ( فارسى )

بدان نگاه دار . » و گفت ( ص ) : « اندر ميان شما پيدا آمدن گرفت آنكه امّت بسيار پيش از شما هلاك كرد ، و آن حسد و دشمنى و عداوت است . بدان خداى كه جان محمّد به حكم وى است كه در بهشت نشويد تا ايمان نداريد [ 1 ] ، و ايمان نداريد تا يكدگر را دوست نباشيد . و خبر بدهم شما را كه اين به چه حاصل آيد : سلام بر يكديگر فاش داريد . » و موسى ( ع ) مردى را ديد اندر سايهء عرش ، وى را ، مقام وى آرزو كرد و گفت : وى عزيز تنى است نزديك خداى - تعالى - و پرسيد [ 2 ] كه « اين كيست و نام وى چيست ؟ » نام وى نگفت [ 3 ] ، و گفت : « از كردار وى تو را خبر دهم : هرگز حسد نبرده است ، و در مادر و پدر نافرمانى نكرده است ، و نمامى نكرده است . » و زكريّا ( ع ) گفت : خداى - تعالى - مىگويد : « حاسد دشمن نعمت من است و بر قضاى من خشم همىگيرد و قسمت كه من ميان بندگان كرده‌ام نمىپسندد . » و رسول ( ص ) گفت : « شش گروه به شش گناه در دوزخ شوند - بىحساب [ 4 ] : اميران به جور ، و عرب به تعصّب ، و مالداران به كبر ، و بازرگانان به خيانت ، و اهل رستاق به نادانى ، و علما به حسد . » و انس ( رض ) گويد : « يك روز پيش رسول ( ص ) نشسته بودم ، گفت : اين ساعت يكى از اهل بهشت اندر آيد ، مردى از انصار اندر آمد ، نعلين از دست چپ آويخته و آب از محاسن وى مىچكيد كه طهارت كرده بود . و ديگر روز همين بگفت و هم وى در آمد . تا سه بار ببود [ 5 ] . عبد اللّه بن عمرو بن العاص ( رض ) خواست كه بداند كه كردار وى چيست . نزديك وى شد و گفت : با مادر و پدر جنگ كرده‌ام ، مىخواهم كه سه شب نزديك تو باشم ، گفت : روا بود ، نگاه كرد وى را در آن سه شب هيچ عمل زيادتى نديد

--> [ 1 ] كه تا ايمان نداشته باشيد در بهشت نخواهيد رفت . [ 2 ] موسى از خدا پرسيد . [ 3 ] در « ترجمهء احياء » : بارى تعالى نام او اخبار نفرمود . ( ربع مهلكات ، ص 502 ) . [ 4 ] در « ترجمهء احياء » : پيش از حساب . ( ربع مهلكات ، ص 503 ) . [ 5 ] به بودن ، پاييدن ، ببود ، ادامه داشت .