الغزالي
100
كيمياى سعادت ( فارسى )
دوم آنكه وى را نصيحت كند و از اين گناه نهى كند ، كه نهى منكر واجب است ، سوم آنكه وى را دشمن گيرد براى خداى - تعالى - كه دشمنى نمّام واجب است ، چهارم آنكه بدانكس [ 1 ] گمان بد نبرد ، كه گمان بد حرام است ، پنجم آنكه تجسّس نكند تا درستى بداند ، كه خداى - تعالى - از آن نهى كرده است ، ششم آنكه خود را آن نپسندد كه وى را نپسندد : [ 2 ] آن نمّامى وى ديگرى را حكايت نكند و بر وى بپوشد . و اين هر شش واجب است . و يكى در پيش عمر بن عبد العزيز ( رض ) نمّامى كرد ، گفت : « نگاه كنم اگر دروغ گفتى از اهل اين آيتى كه انْ جاءَكُم فاسقٌ بِنَبَأٍ . [ 3 ] و اگر راست گفتى از اهل اين آيتى كه هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ . « 1 » و اگر خواهى توبه كن تا عفو كنم . » گفت : « توبه كردم يا امير المؤمنين ، عفو كن ! » و يكى فرا حكيمى گفت : « فلان كس تو را چنين گفته است . » گفت : « به زيارت آمدى و سه خيانت بكردى : برادرى را در دل من ناخوش بكردى ، و دل فارغ من مشغول بكردى ، و خويشتن را نزديك من فاسق و متّهم بكردى . » و سليمان بن عبد الملك يكى را گفت كه « تو مرا چيزى گفتهاى ؟ »
--> [ 1 ] آن كس كه از او نمّامى مىشود . [ 2 ] براى خود آنچه را كه براى او ( نمّام ) پسنديده نمىداند پسنديده نداند ، يعنى نمّامى را . [ 3 ] ( قرآن ، 49 - 6 ) ، . . . فَتَبيَّنوا ، اگر دروغزنى خبرى شما را آرد ، نيك بر رسيد . ( 1 ) ص 98 - ح 1 .