الغزالي

99

كيمياى سعادت ( فارسى )

خويش به در كنيم ، گفت : من نمّام را دشمن دارم ، خود نمّامى كنم ؟ موسى ( ع ) بگفت تا همه توبه كردند از نمّامى ، پس خداى - تعالى - باران فرستاد . » و گويند يكى حكيمى را طلب كرد ، هفتصد فرسنگ بشد تا از وى بپرسد كه « آن چيست كه از آسمان فراخ‌تر است ، و آن چيست كه از زمين گرانتر است ، و آن چيست كه از سنگ سخت‌تر است ، و آن چيست كه از آتش تيزتر است ، و آن چيست كه از زمهرير سردتر است ، و آن چيست كه از دريا توانگرتر است ، و آن چيست كه از يتيم خوارتر است ؟ » حكيم گفت : « بهتان بر بىگناه از زمين گرانتر است و حق از آسمان فراخ‌تر است ، و دل قانع از دريا توانگرتر است ، و حسد از آتش تيزتر است ، و حاجت به خويشاوند - كه وفا نكند - از زمهرير سردتر است ، و دل كافر از سنگ سخت‌تر است ، و نمّام كه سخن وى ننيوشند از يتيم خوارتر است . فصل بدان كه نمّامى نه همه آن بود كه سخن يكى با ديگرى بگويد ، بلكه هر كه كارى آشكارا كند كه كسى از آن رنجور شود ، وى نمّام است ، خواه سخن‌گير و خواه فعل و خواه چيزى ديگر ، خواه به قول آشكارا كند و خواه به اشارت و خواه به نوشتن ، بلكه پرده از چيزى برگرفتن كه كسى از آن رنجور خواهد شد نشايد [ 1 ] مگر آنكه خيانتى كند در مال كسى پنهان : روا باشد آشكارا كردن ، و همچنين هر چه در آن زيان مسلمان خواهد بود . و هر كه با وى نقل كنند كه فلان كس تو را چنين گفت يا چنين مىسازد در حق تو يا مانند اين ، شش چيز وى را به جاى بايد آوردن : اوّل آنكه باور ندارد [ 2 ] ، كه [ 3 ] نمّام فاسق است ، و خداى - تعالى - مىگويد : قول فاسق مشنويد ،

--> [ 1 ] شايسته نيست . [ 2 ] باور نكند . [ 3 ] زيرا كه .