الغزالي

96

كيمياى سعادت ( فارسى )

خاطرى [ 1 ] فراز آيد . هند [ 2 ] فرا رسول ( ص ) گفت : « بو سفيان مردى بخيل است ، كفايت من و فرزندان تمام مىندهد ، اگر چيزى برگيرم بىعلم وى روا باشد ؟ » گفت : « چندان كه كفايت باشد به انصاف برگير . » و ظلم بر فرزندان و بخيلى به گفتن [ 3 ] غيبت بود ، و لكن به عذر فتوا روا داشت رسول ( ص ) . عذر چهارم آنكه خواهد كه از شرّ وى حذر كنند ، چون كسى كه مبتدع بود يا دزد بود و كسى بر وى اعتماد خواهد كرد يا زنى بخواهد خواست يا بنده‌اى بخواهد خريد ، و داند كه اگر عيب وى نگويد آن كس را زيان دارد : اين عيب به گفتن اولىتر ، و پنهان داشتن غش باشد در شفقت بردن بر مسلمانان . و مزكّى [ 4 ] را بدين [ 5 ] روا بود كه طعن كند در گواه ، و همچنين كسى كه با وى مشاورت كنند . و رسول ( ص ) گفته است : « اندر فاسق آنچه هست بگوييد تا مردمان حذر كنند . » و اين آنجا سنت است كه بيم آفت بود ، اما بىاين عذر روا نبود گفتن . و گفته‌اند اندر حقّ سه كس غيبت نبود : سلطان ظالم ، و مبتدع ، و كسى كه فسق ظاهر كند . و اين از آن است كه اين قوم اين پنهان ندارند و از آن رنجور نشوند كه كسى بگويد . عذر پنجم آنكه كسى معروف بود به نامى كه آن نام عيب باشد ، چون اعمش و چون اعرج و غير آن ، كه چون بدان معروف شده باشد از آن رنجور نشود . و اولىتر آن بود كه نامى ديگر گويد : نابينا را بصير گويد يا چشم پوشيده گويد و مانند اين . عذر ششم آنكه فسق ظاهر كند ، چون مخنّث و خراباتى و كسانى كه از فجور شرم ندارند : ذكر ايشان روا بود .

--> [ 1 ] خاطر ، آنچه به دل در افتد ، در اينجا ، راه چاره پيدا شود . [ 2 ] مراد هند بنت عتبه ( وفات : 14 ه . ق . ) ، زن أبو سفيان و مادر معاويه است . [ 3 ] نقل كردن . [ 4 ] مزكّى ، آنكه بر پاك بودن و عادل بودن گواهان صحه گذارد . [ 5 ] به اين عذر .