الغزالي

32

كيمياى سعادت ( فارسى )

و لَئِن سَأَلْتَهُمْ مَن خَلَقَ السَّمواتِ و الأرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ [ 1 ] . و گفت : فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاس عَلَيها [ 2 ] . و به برهان عقلى و تجربت معلوم شده است كه اين به پيغامبران مخصوص نيست ، كه پيغامبران هم آدمىاند . قال تعالى : قُلْ انَّما انَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ [ 3 ] . لكن كسى كه وى را اين راه گشاده شد ، اگر صلاح همه خلق ، جمله وى را بنمايند ، و بدان دعوت كند ، آنچه وى را نموده‌اند آن را شريعت گويند ، و وى را پيغامبر گويند ، و حالت وى را معجزه گويند ، و چون به دعوت خلق مشغول نشود ، او را ولىّ گويند ، و حالات وى را كرامات گويند . و واجب نيست كه هر كه را اين حال پديد آيد به خلق و به دعوت مشغول شود ، بلكه در قدرت خداى - تعالى - هست كه وى را به دعوت خلق مشغول نكند : امّا بدان سبب كه اين به - وقتى بود كه شريعت تازه بود و به دعوت ديگرى حاجت نبود ، و يا بدان سبب كه دعوت را شرائط ديگر حاجت بود كه در اين ولىّ موجود نبود . پس بايد كه ايمان درست دارى به ولايت و كرامت اوليا ، و بدانى كه اول اين كار به مجاهدت تعلّق دارد ، و اختيار را به وى راه است ، و ليكن نه هر كه كارد بدرود ، و نه هر كه رود رسد ، و نه هر كه جويد يابد . و لكن هر چه عزيزتر بود شرط آن بيش بود و يافتن آن نادرتر بود ، و اين شريف‌تر درجات آدمى است در مقام معرفت ، و طلب كردن اين ، بىمجاهدت و بىپيرى پخته و راه رفته راست - نيايد . و چون اين هر دو باشد ، تا توفيق مساعدت نكند و تا در ازل وى را بدين سعادت حكم نكرده باشند ، به مراد نرسد . و يافتن درجهء امامت در علم ظاهر و در همهء كارهاى اختيارى همچنين است .

--> [ 1 ] ( قرآن ، 31 - 25 ) ، و اگر پرسى ايشان را كه « كى آفريد آسمان‌ها و زمين ؟ » گويند : « خداى . » [ 2 ] - ( قرآن ، 30 - 30 ) ، نهاد خداى كه مردمان را بر آن نهاد ، و آن آفرينش كه ايشان را به آن آفريد . [ 3 ] ( قرآن ، 18 - 110 ) ، بگو - يا محمد - كه « من آدمىام همچون شما . »