الغزالي

67

كيمياى سعادت ( فارسى )

داشت ، و مىگفت : انا بشر اغضب كما يغضب البشر ، من بشرىام و همچون بشر خشمگين شوم . و حق تعالى گفت : و الكاظِمينَ الغيظ و العافينَ عَن - النّاس [ 1 ] ، ثنا گفت بر كسى كه خشم فروخورد ، نه بر كسى كه وى را خود خشم نبود . وجه پنجم - جهل كسانى است به صفات حق - تعالى - كه گويند : « خداى - تعالى - رحيم و كريم است ، به هر صفت كه وى باشد بر ما رحمت كند . » و ندانند كه چنان كه كريم است ، شديد العقاب است ، و نمىبينند كه بسيار خلق را در بلا و بيمارى و گرسنگى مىدارد در اين جهان ، باز آنكه كريم است و رحيم . و نمىبينند كه تا حراثت نكنند ، و تجارت نكنند ، مال به دست نيارند و تا جهد نكنند علم نياموزند ، و هرگز در طلب دنيا تقصير نكنند و نگويند كه « خداى - تعالى - كريم است و رحيم است : بىتجارت و حراثت خود روزى بدهد » ، باز آنكه خداى - تعالى - روزى ضمان كرده است و مىگويد : و ما مِن دابَّةٍ الّا عَلَى اللَّهِ رزقُها [ 2 ] ، و كار آخرت با عمل حوالت مىكند و مىگويد : وَ انْ لَيْسَ لِلِانْسانِ الّا ما سَعى [ 3 ] . چون به كرم وى ايمان ندارند ، از دنيا و طلب دنيا دست بندارند ، و آنچه در آخرت گويند به سر زبان باشد و تلقين شيطان بود و اصلى ندارد . وجه ششم - جهل كسانى است به خويشتن غرّه ، و غرور ايشان آن است كه گويند كه « ما به جايى رسيده‌ايم كه معصيت ما را زيان ندارد ، و دين ما دو - قلّه [ 4 ] گشته است و نجاست نپذيرد . » و بيشتر اين احمقان ، چنان مختصر [ 5 ] باشند كه اگر كسى در يك سخن حشمت ايشان فرونهد يا رعونت ايشان بشكند ، همه عمر در عداوت وى نشينند ، و اگر يك لقمه كه طمع كرده باشند از ايشان درگذرد ، جهان بر ايشان تنگ و تاريك گردد . و اين ابلهان كه در مردى هنوز دو قلّه نگشته‌اند

--> [ 1 ] ( قرآن ، 3 - 134 ) و فروبرندگان خشم ( و بازگيرندگان كين ) و درگذرندگان از مردمان . [ 2 ] ( قرآن 11 - 6 ) ، و نيست هيچ جنبنده‌اى در زمين ، مگر بر خداست روزى آن . [ 3 ] ( قرآن ، 53 - 39 ) ، و نيست مردم را از پاداش مگر پاداش آنچه خود كرد . [ 4 ] قله ، سبوى بزرگ ، خمى كه سيصد من آب گنجايش داشته باشد . ( غياث ) . يعنى عقيدهء ما ، مانند آب كر شده كه پاك‌كننده است ، و به ملاقات چيزى نجس نمىشود . [ 5 ] مختصر ، خرد ، بىمقدار .