حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )

225

الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )

266 - عبد الرحمن بن حجّاج گويد : به امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ عرضه داشتم : اهل سنّت حديثى را نقل مىكنند ؟ ! فرمود : آن شكلى كه آنها مىگويند نيست ، سپس فرمود : رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرموده است : آخرين بنده‌اى را كه دستور داده مىشود كه وارد آتش شود ، پس چون دستور به دخول در آتش شود متوجّه ( خداى مهربان ) گردد ، پس خداوند عزّ و جلّ فرمايد : او را مهلت دهيد ، چون ( به پيشگاه خدا ) آورده شود ، خدا فرمايد : اى بندهء من ! چرا متوجّه ( من ) شدى ؟ گويد : اى پروردگار ! گمان من به تو اين گونه نبود . فرمايد : گمان تو نسبت به من چگونه بود ؟ گويد : اى پروردگار ! گمانم اين بود كه خطاى مرا بيامرزى و مرا داخل بهشت نمايى . خداوند جليل فرمايد : اى فرشته‌هاى من ! به عزّتم ، به جلالتم ، به برترى مقامم ، به ارتفاع مكانم سوگند ! اين بنده لحظه‌اى در زندگيش به من گمان خوب نداشت و اگر لحظه‌اى نسبت به من گمان نيك مىداشت او را مبتلاى به آتش نمىكردم ، دروغش را مجاز دانيد و وارد بهشتش كنيد . پس از آن رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود : بنده‌اى نيست كه به خداوند گمان نيك داشته باشد ، مگر آنكه خداوند با او طبق گمانش عمل نمايد ؛ و بنده‌اى به خداوند گمان بد داشته باشد ، مگر آنكه خداوند طبق آن با او عمل كند ؛ و اين همان فرمايش خداوند متعال است كه فرموده : « اين همان گمانى بود كه در بارهء پروردگارتان داشتيد و همان سبب هلاكت شما گرديد و سر انجام از زيانكاران قرار گرفتيد » . 267 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : روز قيامت بنده‌اى آورده مىشود كه حسنه‌اى برايش وجود ندارد ، به او گفته شود : حرف بزن و بگو كه آيا حسنه‌اى دارى ؟ پس حرف مىزند و مىگويد : خداوندا ! من حسنه‌اى ندارم ، جز آنكه فلان بنده مؤمن تو بر من مرور كرد و از من مقدارى آب درخواست نمود كه وضو بگيرد و نماز بخواند ، پس عطايش نمودم . حضرت فرمود : خداوند متعال فرمايد : اين بنده مرا وارد بهشت گردانيد .