حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )

191

الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )

229 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : به راستى مؤمن هنگامى كه بميرد رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ و امام علىّ عَلَيْهِ السَّلَامُ را در حضور خود مىبيند . 230 - كُليب اسدى گويد : به امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ گفتم : خدا مرا فدايت گرداند ! حديثى از شما به ما رسيده است . فرمود : آن چيست ؟ گفتم : فرمايش حضرتعالى : همانا صاحب و پيرو اين امر ( ولايت ) هنگامى كه ( جان ) به اينجايش برسد - و اشاره به حلقوم خود نموده‌اى - مورد غبطه قرار مىگيرد . فرمود : بلى ، همانا صاحب و پيرو امر ( ولايت ) هنگامى كه ( جان ) به اينجا برسد - و اشاره به حلقوم خود نمود - مورد غبطه قرار مىگيرد ، آنچه را كه در دنيا مىترسيد و وحشت داشت ، پشت سر گذاشت ( و پايان يافت ) و جلوى او رسول خدا ، علىّ ، حسن و حسين - كه صلوات خدا بر ايشان باد - قرار دارند . 231 - ايّوب گويد : شنيدم كه امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ مىفرمود : به راستى كه سخت‌ترين حالت براى دشمن شما ، كه اين امر ( ولايت ) را نپذيرفته ، هنگامى است كه جان به اينجا برسد - و اشاره به حلق خود نمود - . سپس فرمود : همانا مردى از آل عثمان به امام علىّ عَلَيْهِ السَّلَامُ دشنام و ناسزا مىگفت ، پس كنيز آن مرد - كه پيش ما رفت و آمد داشت - گفت : چون آن مرد در حال احتضار و جان دادن قرار گرفت ( به زبان آمد و ) گفت : آنها با من چكار دارند . گفتم : خدا مرا فداى شما نمايد ! چه شده بود كه اين سخن را مىگفت ؟ فرمود : به جهت عذاب ( دردناكى ) بود كه نشانش داده شد ، آيا سخن خداوند متعال را نشنيده‌اى كه فرموده است : « سوگند به پروردگارت ! اينان مؤمن نخواهند بود مگر آن كه در اختلافات خودشان تو را به داورى بپذيرند و پس از داورى تو ، احساس ناراحتى در درون خود نداشته باشند ، بلكه كاملًا تسليم تو باشند » ، خير ، خير ، نَه ، سوگند به خدا ! مگر آنكه تثبيت اين امر ( ولايت ) در قلب جا گرفته باشد ، اگر چه نماز خوانده و روزه گرفته باشد .