حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )

135

الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )

159 - حمّاد بن عيسى گويد : نديدم كه امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ با حالت تكيه مشغول خوردن باشد ، سپس ياد آور شد و اظهار داشت كه رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ با حالت تكيه چيزى نخورد تا آنكه از دنيا رفت . 160 - زراره گويد : به امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ عرض كردم : مردم از رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ روايت كرده‌اند كه فرموده است : شريف‌ترين افراد در زمان جاهليت ، شريف‌ترين شما در اسلام است . امام عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : درست گفته‌اند ، ولى آنچه كه شما فكر مىكنيد نيست ، بلكه شريف‌ترين افراد در جاهليت كسانى بودند كه سخىترين ، خوش اخلاق‌ترين ، و [ از نظر همسايگان ، ] بهترين همسايه و كم‌آزارترين آنها بوده‌اند ، پس چنين فردى است كه اگر اسلام آورد اسلامش چيزى بر او نيفزايد مگر خير و سعادت . 161 - امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : حضرت علىّ بن الحسين عليهما السلام زنى را در بعضى از محلّه‌هاى مكّه ديد و مورد تعجّبش قرار گرفت ، به همين جهت او را نامزد و به همسرى خود در آورد ، و آن زن نزد حضرت بود ؛ حضرت دوستى از انصار داشت كه به جهت اين ازدواج غمگين و ناراحت شد و دربارهء آن زن به جستجو برخاست ، به او گفته شد كه اين زن از خانواده و طايفه بنى شيبان مىباشد كه در بين ايشان فردى سر شناس است . بعد از آن بر حضرت وارد شد و اظهار نمود : خدا مرا فدايت گرداند ! مدّتى بود كه تزويج جناب‌عالى با آن زن مرا به دغدغه انداخته بود و با خود مىگفتم كه علىّ بن الحسين با زنى گمنام ازدواج كرده ! و مردم نيز چنين زمزمه‌اى دارند ؛ و من مرتّب در جستجو بودم تا اينكه فهميدم از خانواده شيبانىها است . حضرت علىّ بن الحسين عليهما السلام به او فرمود : من تو را خوش فكرتر و بالاتر از آنچه كه الآن مىبينم ، به حساب مىآوردم ، خداوند دين اسلام را آورد و به وسيله آن پستى و فرومايگى را برداشت ، اسلام نواقص و كمبودها را تكميل نمود ، زخم زبان و سرزنش‌هاى ( بى جا ) را تكريم دانست ، بنابراين زخم زبان و سرزنش بر مسلمان نخواهد بود ، بلكه سرزنش و زخم زبان بر جاهليّت‌گرايى و انديشه‌هاى بىخردانه است .