خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )
8
نهج البلاغة ( فارسى )
قسمتى از آن دربارهء قومى ديگر : مخالفان حق بذر نافرمانى و انحراف پاشيدند ، و آب فريب پاى آن ريختند ، و بدبختى و سقوط برداشت كردند . با آل محمّد - درود خدا بر او و آل او باد - احدى از اين امّت را نمىتوان مقايسه كرد ، و هيچگاه كسى را كه نعمت آل محمّد به طور دائم بر او جارى است نمىشود همپايهء آنان دانست . آل محمّد پايهء دين و ستون يقيناند . افراطگرايان به آنان باز گردند ، و عقب ماندهها به ايشان رسند ( تا هدايت شوند ) ، ويژگيهاى حقّ ولايت مخصوص آنان ، و وصيت و ارث پيامبر خاصّ ايشان است . اكنون حق به حقدار رسيده ، و خلافت به جايگاه خودش باز گشته است . 3 - از خطبههاى آن حضرت است معروف به شقشقيّه هان ! به خدا قسم ، ابو بكر پسر ابو قحافه جامهء خلافت را پوشيد ، در حالى كه مىدانست ، جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسيا به آسياست ، علم و دانش ، از وجودم همچون سيل سرازير مىشود ، و مرغ انديشه به قلّهء منزلتم نمىرسد . اما از خلافت چشم پوشيدم ، و روى از آن برتافتم . و عميقا انديشه كردم كه با دست بريده ، و بدون ياور بجنگم ، يا آن عرصه گاه ظلمت كور را تحمل نمايم ، فضايى كه پيران در آن فرسوده ، و كم سالان پير ، و مؤمن تا ديدار حق دچار مشقت مىشود ! ديدم خويشتندارى در اين امر عاقلانهتر است ، پس صبر كردم در حالى كه گويى در ديدهام خاشاك ، و غصّه راه گلويم را بسته بود ! مىديدم كه ميراثم به غارت مىرود . تا نوبت اولى سپرى شد ، و خلافت را پس از خود به پسر خطّاب واگذارد . [ سپس امام وضع خود را به شعر اعشى مثل زد : ] « چه تفاوت فاحشى است بين امروز من ، با اين همه مشكلات ، و روز حيّان برادر جابر كه غرق خوشى است » .