خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )
7
نهج البلاغة ( فارسى )
و شهادت مىدهم كه جز خداى يگانه خدايى نيست و او را شريكى نمىباشد ، شهادتى كه خلوصش از امتحان گذشته ، و بر حقيقتش پاى بندم . به آن شهادت تمسّك داريم تا زمانى كه خدا زندهمان مىدارد ، و آن را براى دشواريهاى قيامت ذخيره مىكنيم ، كه اين گواهى ، مايهء استوارى ، ايمان ، سرلوحهء احسان ، مايهء خشنودى حق ، و عامل طرد شيطان است . و شهادت مىدهم كه محمّد بنده و رسول اوست ، و او را به آئين مشهور ، و نشانهء معروف ، و كتاب مسطور ، و نور درخشان ، و چراغ فروزان ، و دستور روشن و آشكار ، به سوى مردم فرستاد ، تا شبهههاى آنان را بر طرف سازد ، و با دلايل روشن بر آنان اتمام حجّت كند ، و به آيات قرآن مردم را از هلاكت بر حذر داشته ، و از عواقب شوم معصيت بترساند . رسالت او به وقتى بود كه مردم دچار فتنهاى بودند ، كه ريسمان دين از اثر آن گسسته ، و پايههاى يقين متزلزل ، و اصول دين گرفتار اختلاف ، و همهء امور درهم ريخته بود ، راه رهايى بر مردم تنگ ، و مصدر هدايت پوشيده . چراغ راهنما خاموش ، و گمراهى نسبت به همه فراگير بود . خدا نافرمانى ، و شيطان يارى مىشد . ايمان ورشكسته ، پايههايش فرو ريخته ، نشانههايش متغير و ناشناخته ، راههايش ويران و پوشيده ، و آثار جادههايش از بين رفته بود . شيطان را فرمان برده ، راههاى او را پيموده و به آبشخورهاى او وارد شده بودند . آثار شيطان به وسيلهء پيروانش به كار افتاده ، و پرچمش برافراشته شده بود ، در فتنههايى كه همچون حيوان چموش آنان را لگدمال مىكرد ، و زير سم خود مىكوبيد ، و باز هم ( به انتظار فتنهاى بيش ) بر سر سم خود ايستاده بود . در آن فتنه سرگردان و حيران و نادان و دچار حيلهء شيطان بودند . آن بزرگوار در بهترين خانه و كنار بدترين همسايگان كه خوابشان بيدارى ، و سرمهء چشمشان اشك سوزان بود ، جاى داشت ، در سرزمينى مىزيستند كه آگاهشان دهانش دوخته ، و نادانشان به تخت عزّت نشسته بود . قسمتى از آن دربارهء آل پيامبر عليهم السّلام است : اهل بيت رسول ، جايگاه راز حق ، و پناهگاه برنامه يزدان ، و ظرف علم رحمان ، و مرجع دستور خدا ، و مخازن كتابهاى پروردگار ، و كوههاى پشتوانهء دين الهىاند . به وسيلهء آنان ، كژيهاى دين را راست ، و لرزش بدنهء آيين را آرام نمود .