الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
641
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
2473 - توحش - بى اعتنائى به شئون دنيا 2474 - آرام باشيد - تعجيل نكنيد 2475 - شمشير كشيدنش 2476 - منتشر - پراكنده 2477 - عظمتش 2478 - دو قلو 2479 - با حكمتش 2480 - منظور شدت فتنه و بلاها است 2481 - جمع « زمام » افسار 2482 - هلاكت 2483 - پوشش ضلالت 2484 - كسى كه تقوا نزد او وديعه است يعنى « خدا » 2485 - بخشش كرده 2486 - گوش فرا دهيد 2487 - اصرار كنيد و « جد » كوشش 2488 - شستشو دهيد 2489 - خويشتن را با آن حفظ كنيد 2490 - جمع « نازه » عفيف النفس 2491 - جمع « واله » مشتاق - شيدا 2492 - نظر نيندازيد ( انتظار نداشته باشيد ) 2493 - ابرهايش 2494 - جمع علق نفيس 2495 - گول زننده 2496 - غارت شده 2497 - طناز - اغواگر 2498 - آشكار شونده 2499 - جامحه سركش و « حرون » مركبى است كه به هنگام نهيب حركت ، توقف مىكند 2500 - دروغگوى خيانتكار 2501 - كفران كننده 2502 - عنود شديد العناد و صدود زياد فاصلهگير 2503 - حيود پر ميل و يود مضطرب 2504 - سلب اموال از يكديگر 2505 - آماده فرا رسيدن اجلاند 2506 - ملحق شدن به گذشتگان و جدا شدن از موجودين 2507 - راههايش گيج كننده است 2508 - جمع مهرب جايگاه فرار 2509 - جمع محالة تيزبينى 2510 - مجروح 2511 - پوست كنده 2512 - تمام بدن