الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
642
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
2513 - كسى كه صورت را ميان دو دست گرفته 2514 - دو آرنجها را روى زانو تكيه داده كنايه از تحير و سرگردانى است 2515 - ملامتگر 2516 - تصميم خطرناكى كه در درون نهفته است 2517 - وقت فرار نيست 2518 - قلب و خاطرش 2519 - مهلت داده شدگان 2520 - تحقير كننده 2521 - تعصب 2522 - قرغگاه 2523 - آنها را برگزيد 2524 - زيبائيش - حسن جمالش 2525 - بويش 2526 - از بين برد 2527 - نرمش و اجازه 2528 - به بيماريهايش 2529 - شما را تحريك مىكند 2530 - لشكر پيادهاش 2531 - پيكان كرده 2532 - به اندازهء كافى كمان آن را كشيده 2533 - كشيدن 2534 - سركش 2535 - طمع 2536 - آشكار شد 2537 - پيشروى كرد 2538 - ناگهان بر شما حمله آوردهاند 2539 - جمع « ولجه » غار بزرگ پناهگاه در كوه 2540 - شما را له كردهاند 2541 - جراحت - زخم 2542 - جمع « خزامة » حلقهاى كه در بينى شتر قرار مىدهند و افسار را در آن مىبندند 2543 - آتش را با شدت بر افروخت 2544 - جمع « مناصب » كسى كه آشكارا اظهار عداوت مىكند 2545 - گرد آمدهگان 2546 - خشم شما - حدت و تنديتان 2547 - قطع ارتباطتان 2548 - انگشتان 2549 - قسمت معظم چيزى 2550 - جمع « نخوة » تكبر و خود برتر بينىاش 2551 - افسادش