الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
601
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
در اين كه منظور از اين سخن چه كسى است ميان شارحان نهج البلاغه گفتگو است : 1 - « ابن ابى الحديد » طبق آنچه از « سيد فخار ابن معد موسوى » شنيده مىگويد : منظور از آن « عمر » مىباشد و دليل وى اين است كه در يكى از نسخههاى نهج البلاغه كه به خط « شريف رضى » يافت شده زير كلمه « فلان » « عمر » نوشته شده بوده است . ولى مىدانيم اين نمىتواند دليل باشد زيرا ممكن است كسى كه اين نسخه در اختيارش بوده خيال كرده است اين سخن با عمر تطبيق مىكند لذا در نسخه تصرف كرده و زير كلمه « فلان » عمر نوشته است . 2 - « طبرى » در تاريخ 3 طبرى - تاريخ طبرى - ج 5 ص 48 خود ج 5 ص 48 آن را سخن دختر « ابى حنتمة » ميداند كه على ( ع ) پس از شنيدن آن به « مغيره » گفته است اين سخن درست است ولى دختر « ابى حنتمه » نگفته بلكه به او بستهاند ولى در هر صورت امام ( ع ) آن را امضاء كرده است . اين گفته نيز نمىتواند قابل قبول باشد زيرا مشكل است گفته شود مرحوم شريف رضى اين سخن را بدون توجه به امام نسبت داده است در حالى كه مقيد است در نهج البلاغه سخنانى را كه امام ( ع ) فرموده جمع آورى كند . و لذا اگر احيانا كسى يكى از خطبهها و يا يكى از كلمات امام ( ع ) را به ديگرى نسبت مىداد شريف رضى متذكر شده است چنان كه در خطبه 32 با صراحت يادآور مىشود كه اين خطبه را به معاويه نسبت دادهاند ولى صحيح نيست . سخن مورد بحث را نيز اگر ديگرى گفته بود شريف رضى يادآور مىشد . 3 - « قطب راوندى » كه شرح نهج البلاغه را پيش از ابن ابى الحديد تأليف كرده مىگويد : اين سخن را امام ( ع ) در باره يكى از اصحابش فرموده ( بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند او مالك اشتر مرد مبارز و مجاهد بود ) و از اين نظر كه قطب راوندى نهج البلاغه را از شيخ « عبد الرحيم بغدادى » معروف به « ابن الاخوة » و او آن را از دختر سيد مرتضى و او از عمويش « شريف رضى » نقل كرده است مىتوان