الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

559

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

320 و 324 ، و در « امالى » 1 صدوق - امالى - صفحه 205 مجلس 55 صفحه 205 مجلس 55 ، و « مفيد » در كتاب « ارشاد » 1 مفيد - ارشاد - صفحه 131 صفحه 131 و « اختصاص » 1 مفيد - اختصاص - صفحه 236 صفحه 236 . و از دانشمندان اهل سنت « سبط ابن جوزى » در كتاب « تذكره » 1 / 1 سبط ابن جوزى - تذكره - ص 157 ص 157 از « عطيه عوفى » از ابن عباس 1 / 2 ابن عباس - نقل ابن عباس - آن را نقل كرده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 2 ص 437 ج 2 ص 437 ) ( 349 . ) « ذعلب » اهل يمن بوده است و « يمن » را بخاطر اين كه در طرف راست مكه واقع شد يمن ، و اهل آنجا را يمنى مىگويند امام ( ع ) چون همواره بالاى منبر مىفرمود « سلونى قبل ان تفقدونى » : هر چه مىخواهيد از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد « ذعلب » كه يكى از ياران امام ( ع ) بود ، به پا خاست ، او مردى بليغ و داراى شجاعتى خاص بود گفت امام ( ع ) ادعاى بزرگى نمود من هم اكنون از او سؤالى ميكنم كه در جواب آن ناتوان گردد و لذا گفت هل رايت ربك يا امير المؤمنين ؟ آيا پروردگارت را ديده‌اى ؟ و اين پرسش را از روى تكبر و به قصد ناتوان كردن امام ( ع ) نمود امام ( ع ) در پاسخش اين سخنان را بيان فرمود چنان كه او در حيرت ماند . ( اقتباس از شرح خوئى ج 10 ص 259 ) ( 350 . ) در كتاب « الغارات » 1 / 1 - الغارات - - كه نويسنده آن پيش از شريف رضى ره مىزيسته از « حبيب ابن عبد اللّه » 1 / 2 حبيب ابن عبد اللّه - نقل حبيب ابن عبد اللّه - نقل كرده كه من نزد امام على ( ع ) بودم كه « عبد اللّه بن قعين » و « كعب ابن عبد اللّه » از مصر از طرف « محمد ابن ابى بكر » آمدند و از امام ( ع ) كمك خواستند كه در مقابل « عمرو عاص » كه به مصر حمله كرده بود ياريشان كند امام ( ع ) مردم را دعوت كرد و سخنرانى كرد و به آنها دستور داد كه در « جزعه » - محلى بين حيره و كوفه - جمع شوند و به كمك مصريان بشتابند ولى فردا امام ( ع ) تا ظهر صبر كرد