الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
539
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
و يك نوع سر گرمى است براى مردم ، و تظاهرى است نسبت به حق موجودات زنده و گرنه چرا انسانها را دسته جمعى مىكشند ، و در شكنجهگاهها به صورتى شكنجه مىكنند كه انسان از شنيدن آن بر خود مىلرزد ، اين خود مطلبى است كه فعلا جاى بحثش نيست . اما اسلام در مورد توجه به حيوانات و رسيدگى به آنها و موجب اذيت و آزار آنها نشدن ، دستوراتى دارد كه در كتابهاى احاديث آمده است ، و در اينجا امام ( ع ) به اين نكته توجه داده كه شما نه تنها در مورد انسانها و حيوانات مسئول هستيد ، بلكه حتى در برابر خانهها و ساختمانها و آباديها نيز مسئوليت داريد ، يعنى شما حق نداريد موجب خرابى ساختمان و عمارتى گرديد و يا كارى كنيد كه قناتى فروكش كند ، چاه آبى خراب گردد ، چشمهاى پر شود ، از همه اينها بازپرسى خواهيد شد ! شايد نظر امام ( ع ) اين باشد كه در آباديها و ساختمانها و قناتها ، نيروهاى انسانى و اقتصادى به كار برده شده و براى انسانهاى آينده قابل بهره بردارى است ، لذا نبايد بدون جهت اگر منظور تبديل به احسن نباشد و بر آن چيزى افزوده نگردد ، آن را خراب كرد ، بلكه اگر حفظ آن امكان ندارد بايد همچنان گذاشت تا انسانهاى آينده بتوانند با اضافه كردن كاربر آن از آن استفاده كنند . ( 325 . ) اين سخن را « طبرى » در تاريخ 1 طبرى - تاريخ - جلد 5 ص 158 در حوادث سال 35 خود جلد 5 ص 158 در حوادث سال 35 آورده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - جلد 2 ص 406 جلد 2 ص 406 ) ( 326 . ) از مجموع سخنان امام ( ع ) بر مىآيد كه آن حضرت عثمان را مقصر كارهايش مىدانسته و از طرفى مخالفان عثمان و كسانى كه بر او شوريدند و او را از بين بردند نيز بىتقصير نمىشمرده است اما نه به اين معنى كه عثمان مستحق